یافتن پست: #ها

رضا
رضا
گذر عمر طی شد این عمر تو دانی به چه سان ؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تقصیر من است این و خودم می دانم که نکردم فکری.............
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 12:41
+3
sasan pool
sasan pool
آخه این چه وضعی.توی شناسنامه زده ساسان مادرم من سال صدا میکنه بچه ها منو ساسی صدا میکنن دایی من من ساس صدا میکنه مادر بزرگم من و زرتشت صدا میکنه.دچار بحران هویت شدم.<img src=(" title=":((" />
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 12:34
+2
mina_z
mina_z
تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 12:21
+6
سیمین
سیمین
تنهايم را با تو قسمت مي کنم سهم کمي نيست گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي ست غم آنقدر دارم که مي خواهم تمام وصلها را بر سفره رنگين خود بنشانمت بنشين غمي نيست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:58
+5
رضا
رضا
کنار هر قطره ی اشکم هزارتا خاطره دفنه انقدر خاطره داریم که گویی قدر یک قرنه گلو می سوزه از عشقت...........
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:56
+4
رضا
رضا
مرگ من روزی فرا خواهد رسید...............
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:50
+1
سیمین
سیمین
برنده نسبت به فضای اطراف خود، حساس است. بازنده فقط نسبت به احساس‌های خود، حساس است.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:43
+2
ronak
ronak
گاهی وقتا دلم میخواد مثل جودی ابوت باشم! پر انرژی ... با خنده هایی که از ته دلن ... گریه هایی که با دلیلن ... با اون شخصیتی که جلوی هیشکی نمیشکنه ... و یه بابا لنگ دراز که واسش بنویسم .....!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:40
+2
سیمین
سیمین
ایستادگی کن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:26
+2
سیمین
سیمین
قلب من مانند قهوه خانه هاي سر راه يادآور غربت است هيچ مسافري را براي هميشه در خود جاي نخواهد داد... هيچ مسافري.....
دیدگاه  •   •   •  1390/10/18 - 11:10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ