*elnaz* *
خدایا!!
ازت ممنونم که بین این همه غمو تنهایی که من هستم بازم هوامو داری با من هستی..
reza
ازت نمیگذرم ن بخاطر خودم
فقط ب خاطر مادرم ک شبهای دلتنگی و بی قراری
ب حال من گریه میکرد.....
reza
شب ها گوشه ی بالشم رو از روی درد گاز میگیرم
توهم از درد گردن اورا گاز بگیر....
reza
از همین حالا میگویم خوب حواست را جمع کن
یادت باشد انعام خوبی ب قبر کن بده تا قبرم را بزرگتر و جادار تر از دیگر قبرها حفر کند
می ترسم ک مبادا قبرم جایی برای دل پر از آرزویم نداشته باشد
و من در خانه جدیدم بازم شرمنده دلم شوم....