یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:35
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:34
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
حرف هايم درد دارند يا درد هايم حرف ؟

میدانید...


هر کسی در زندگی رسالتی دارد


و من حس می کنم


رسالتم هرگز نوشتن نبوده است!


در این روز ها که واژگانم را دزدیده اند و دهانم را بسته اند


قلم بر دست میگیرم


کاغذ هایم را می چینم رو به رویم


ساعت ها به انها خیره میشوم


بی انکه حتی واژه ای به ذهنم بیاید


کاغذ هایم را مچاله می کنم


و توی سطل زباله می اندازم !


کاغذ هایم من سپیدند !

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:33
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:


من تنها نیستم , تنها منتظرم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:31
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد


زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!


مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد


زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد!


از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد


ولی زن همچنان مشغول خرید بود

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:30
+6
محمد
محمد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

سنگین سنگینم



از خاطرات مرده‌ای که گاه یا بی‌گاه



با جامه‌هایی شوخ می‌آیند



در می‌زنند و می‌گریزند از نگاه من.



..



دنبال او تا پارک می‌آیم



پشت ردیف ساکت شمشادها را خوب می‌گردم؛



پاییز پوشانده‌ست



روی تمام نیمکت‌ها را.



..



از پله‌های پارک بالا می‌روم



                                    سنگین



پاییز چشم انداز را



بر آخرین پله



یک‌بار دیگر قاب می‌گیرم.



..



سنگین سنگینم



وقتی که بر می‌گردم از تدفین رؤیاها؛



بر پله درگاه



در می‌گشاید خاطراتم باز


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

همچنان باران



همچنان آرامش چشمان معصومت



همچنان احساس «یک جور عجیبی دوستت دارم»



..



من پر از فریاد خاموشم



رعد و برقی در گلویم خواب می‌بیند



آستینم بندری از ابرهای نابسامان است.



..



لااقل پیغامی از دریا



لااقل احساسی از جنگل



لااقل گاهی برایم بوسه‌ای بنویس.



..



با چه تعبیری مرا مأنوس خواهی شد



با چه تفسیری ترا همسایه باید بود



واژگانم را چه احساسی بیاموزم؟



..



ماه، اهلی کرده مردم را



شهر، از هر چارسو امن است



خواب در پلک من احساس غریبی می‌کند امشب


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:26
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

و که می دانستی با چه اشتیاقی.....خودم را قسمت می کنم.......


پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم......جوابم نکردی؟؟؟


برای خداحافظی خیلی دیر بود ......خیلی......


 


 خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی


خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم؟


خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی.....


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:24
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:23
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ