♥ نگار ♥
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ،
متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .
تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند .
نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه
متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ،
زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این
فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود
تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر
زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر
نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد :
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم !!!
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی .
راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد
میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته ، من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .
همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت .
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!!
Rasoul
همه چيزاى خوب واسه شما دختراس..!
مثلا نمونش..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ما پســــــــرااااا.. ^ــ^
♥ نگار ♥
معلم: شغل پدرت چیه؟
دانش آموز: چرخ اقتصاد مملکت رو میگردونه!
معلم: رئیس جمهوره یا وزیر اقتصاد؟!
دانش آموز: نه، بابام کشاورزه...
سلامتی همه کشاورزا...
♥ نگار ♥
اصلا حدیث داریم:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دختری که نتونه توی 5 دقیقه همه چیو زهرِ مارِ دوست پسرش کنه؛ دختر نیست که،هویجه..!