یافتن پست: #همه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/7 - 19:21
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گل افتابگردان را گفتند :
چرا شبها سرت را پایین میندازی ؟؟؟؟
گفت : ستاره چشمک میزنه نمیخواهم به خورشید خیانت کنم...
.
.
.
به سلامتی همه ادمای اسکول که فک میکنن افتابگردون حرف میزنه
دیدگاه  •   •   •  1393/06/7 - 12:37
+4
mohamadjavad
mohamadjavad
چوپان قصه مادروغگو نبود.اوتنهابود.وازفرط تنهایی فریاد گرگ سرمیداد.افسوس که کسی تننهایی اش رادرک نکردوهمه درپی گرگ بودند.دراینن میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/7 - 12:27
+6
سعید
سعید

از اعماق رویاهایم ،فریادهایم را سکوت میکنم
تا در حقیقت بمیرد این جسد متحرک
 میان اینهمه دروغ های واقعی
زیر آوارهای باران مانده ام با چتر آهنی
 میشوید خوبی هایم ،را نمیبرد پلیدیهایم را ،
بس که سنگین شده ام سیل ها هم طرفم نمی آیند
بی تو من اینم نه کمتر نه بیشتر

دیدگاه  •   •   •  1393/06/7 - 11:53
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ کس منو به عنوان دوست دختر قبول نداره :| :(
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همه منو واسه ازدواج میخوان .. :))
بعله همچین زن زندگی ایى هستم من .. ^_^
4 دیدگاه  •   •   •  1393/06/6 - 15:29
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/6 - 15:03
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/6 - 15:00
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دو تا دختره داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن..
.
.اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم.... !!!
.
دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو باهسته قورت دادم، همه ی فامیلامون میگفتن چند ماهه حامله ای؟
دیدگاه  •   •   •  1393/06/6 - 14:34
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/5 - 22:55
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ینی هیچ وقت نذارید
.
.
.
.
.
.
.
یه کامپیوتر یا پرینتر بفهمه که عجله دارید
دیدگاه  •   •   •  1393/06/5 - 22:34
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ