reza
اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست،
اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست،
اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست،
اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست،
اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست،
پس با تمام وجود فرياد مي زنم دوستت دارم
سیاهه ای از آسمان
با عبورت کاری کردی همه زندگیم توی همون پاییز بمونه.
می دونی چند وقته توی این پاییز گیر کرده ام؟
حد اقل راه برگشتن رو یادم میدادی!تا من هم مثل خودت از راهی که امدم برگردم
راه رو یادم نیست چون تمام حواسم به تو بود
دوستت دارم های خیالی و خش خش برگها بود
reza
دل من میل تو دارد چه بجوئی چه نجوئی
دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی
من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی
جان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانی
می توانی به همه عمر دلم را بفریبی
ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی
دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری
بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی
جانی از بهر تو دارم چه بخواهی چه نخواهی
شعرم آهنگ تو دارد چه بخوانی چه نخوانی.....
mitra
این روزها زل میزنم تو چشمانم
خودم را بهانه میکنم برایه خنــــــدیدن..
قدم میزنم پا به پـــــایه ی خودم
ودستم میگیرد دست دیگرم را..
تــــــــــا گم نشوم میان این همه تنهــــــــــایی..
maryam
مطمئن باش و برو، ضربه ات کاری بود، دل من سخت شکست... و چه زشت به من و سادگیم خندیدی، به من و عشقی پاک، که پر از یاد تو بود
و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود،
تو برو. برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم...
*elnaz* *
پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم برگی حکم داشتم و دیگر هر چه بود ضعیف بود و پایین ! بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم همه برگهایم رفتند و سر برگ بیش نماند برگی از جنس وفا رو کرد من بالاتر آمدم بازی در دست من افتاد عشق آمدم با حکم عشوه و ناز برید و حکم آمد از جنس چشم سیاهش زندگی حکم من پایین بود و باختم
maryam
منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي همه ی منه"
maryam
اگه ميخواي همه افراد فاميلتونو از دخترخالت گرفته تا نوه عموتو با هم تو يه روز ببيني، پاشو همين الان دستِ دوس دختر يا دوس پسرتو بگير، با هم بريد بيرون يه دوري بزنيد!!!!!!!!!!!!!!