mohsen-p
یــارو سربازی بوده برادرش نامه میده:
ما برات خواستگاری رفتیم، برات زن گرفتیم، خدا بهت یه پسر داد، اسمش کامبیزه، زنت خراب بود، طلاقش دادیم. مواظب خودت باش. دیگه بدون فکر ازدواج نکن. اینا همه تجربست!!!!!!
ronak
گذشته ی من گذشت ..!
حتی می توانم بگویم درگذشت...
... و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم .....
...
خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..!
نوشتم و نوشتم
اشک ریختم و فغان کردم
ولی دیگر بس است!
... من به شروعی دیگر می اندیشم
و به شروع زندگی دیگر
و حس ناب تازه شدن
اما چگونه ؟
چگونه می توانم آن روزهای با تو بودن را فراموش کنم !!!
چگونه می توانم طعم لبهایت را به فراموشی بسپارم !!!!
آغوش گرمت
دستان مهربانت
چشم های فریبنده ات
خنده زیبایت
همه و همه دیوانه ام می کند
حسِ نابِ تازه شدن ؟؟؟؟؟
آن هم برای من که عاشقانه دوستت دارم ؟؟؟؟؟
حرام است حرام
تو برو خوش باش
من همین جا با یاد تو می میرم
چه زیباست برای تو مُردن..................
benyamin
همه پسرا فکر می کنن بزرگترین آرزوی یه دختر پیدا کردن یه پسر رویایی هستش اما نمی دونن بزرگترین آرزوی یه دختر غذا خوردن بدون چاق شدنه!!!
امید
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید محال
ronak
حاضر؟!
غایب؟!
نمی دانم حضور دارم یا نه...؟!
فقط میدانم هستم...
به جرم نفس هایم...!
poria
توی تیمارستان نوار نوحه میزارن،
.
همه پامیشن میرقصن بجز غضنفر،
.
میگن این حتما سالمه ! ازش میپرسن تو چرا نمیرقصی ؟
.
میگه : آخه من عروسم.
.

1390/12/9 - 11:22