امید
زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من می رقصم
دکتر شریعتی
امید
تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست
در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی و مجنون همه افسانه اند
عشق تفسیری ز زهرا و علی ست
امید
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند , در را گشودم بر او , دیدم غم است در مییزند
ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند
parnian
روزی انسان از خدا پرسید :
اگر همه چیز از قبل در سرنوشت ما نوشته شده است ، پس آرزو کردن ما چه فایده دارد ؟
خدا خندید و گفت : شاید نوشته باشم " هرچه آرزو کرد "
M 0 R i c A R L0
رئيس ديونه خونه ميره به مريضاش سر بزنه ببينه اونايي كه خوب شدن رو مرخص كنه ميبينه همه جمع شدن تو حياط دارن ميپرن بالا پايين ميپرسه چيكار ميكنيد ميگن ما سيبزميني هستيم داريم سرخ ميشيم بعد ميبينه يكي اونكنار نشسته مگه حتما اين خوب شده ازش ميپرسه تو چرا نميپري بالا پايين ميگه آخه من چسبيدم ته مايتابه