ebrahim
یادش بخیر زمان قدیم با یه 5تومنی می رفتیم تو مغازه با 5تا پفک و چیپس و اسمارتیز ...و این چیزا می اومدیم بیرون . . . . ... . . . . . اما الان نمیشه . همه جا دوربین گذاشتن .....
امید
یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر ایرانی میگه:
چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون كنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو کنترل كنن؟؟
پسره لبخندی میزنه و میگه: ملكه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملكه انگلستانو لمس كنه؟!
پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ... نه!مگه فرد عادیه؟
پسر میگه: خانومای ما همه ملكه هستن!!!
ebrahim
آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟؟؟
امید
چه قدر شعر نوشتیم برای باران/ غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود/ کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها/ دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود/ کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد/ و به یادش همه شب ماه چراغانی بود/ دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم / راز این شعر همین مصرع پایانی بود/ مریم حیدر زاده