masoud
میخواستم مسواک بزنم...مامانم میگه:میخوای مسواک بزنی؟ میگم: بله مادر جون.... میگه:خمیر دندون زدی روش؟ گفتم بله مادر جان...! میگه:خاک توو سرت که این همه موقعیت پَــ نه پَـــ درست کردم واست استفاده نکردی!!!
ronak
حوصله خواندن ندارم حوصله نوشتن هم ندارم! این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود،نه نوشتن.. دلم لمس آغوشت را می خواهد؛ فقط همین...