elahe
مرده شور آن همه ناز که از طبعت به ارث برده ایی انگار برای دل من تصویری زیبا تر از خنده های شکلاتی تو نبود رنگ زیبای ساحل در وجودت پیداست کاش در سکوت بین ما لرزشی میشد
elahe
مرده شور آن چشمانت را ببرند که از این همه آبی دریا فقط لکه های نفتش را پذیرا شده است... مرده شور آن نگاه هایت را ببرند که از این همه شوری دریا
رضا
یادم آمد چرا اینهمه انتظار و تو هنوز نیامده ای آخر عقربه ی ساعت روی آخرین دیدار از شوق جان داده و ایستاده است