یافتن پست: #هول

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وظیفه خودم میدونم که روز پدر را به :
پدر ژپتو
پدر پسر شجاع
پدر خوانده
پدر سوخته
پدرام اینا
پدر شعر پارسی
بابا لنگ دراز
باباطاهر عریان
باباقوری
نه بابا!
بیشین بینم بابا
ابوظبی
ابولهول
علی بابا
آق بابا
لیدی بابا
بابا نوئل
و در نهایت به پدرسلامتی و پدر و مادرکسی که در هیچ مکانی آشغال نریزد تبریک بگم !
روزتووووووووون مبارک فرشته های سیبیلو:))
دیدگاه  •   •   •  1394/02/15 - 18:57
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام اینه که آهنگ گوگولی آرش رو از حفظ شم .آخه متن سنگین وقوی داره هرکسی متوجه نمیشه...!
شعر میفرماید دستا بالا دستا بالا گو گو للللللللللی حال وحولیم همگی شنگولیم دستا بالا دستا بالا همگی هیلو وهولیم قشنگه زندگی
دیدی ... نه خدایی گرفتی مطلبو ؟ د نگرفتی برادر من نگرفتی خواهر من
میخوان این شعر رو سردر سازمان ملل بزنن جای شعر سعدی . آخه شعر سعدی یکم جلف وسبکه .
دیدگاه  •   •   •  1394/01/21 - 14:42
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 19:59
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سر کلاس بودیم یکی از پسرا خوابیده بود یهو استاد اومد زد رو شونش گفت خوابی؟ پسره پرید هول شد گفت نه آقا دراز کشیده بودیم! هیچی دیگه همه داشتن صندلی ها رو گاز می زدن.
دیدگاه  •   •   •  1393/06/18 - 20:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ،

متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .

تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند .

نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه

متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ،

زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این

فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود

تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر

زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر

نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد :

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم !!!

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی .

راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد

میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته ، من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .

همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت .

امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/15 - 12:40
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
زینگ زینگ: دختر بچه گوشی رو بر میداره

سلام: بله؟

سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!

دختر: نمیشه!

مرد: چرا؟

دختر: چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!

سکوت

مرد: بابایی ما که عمو حسن نداریم!

دختر: چرا داریم. الان پیش مامانه.

مرد: ببین عزیزم. اینکاری رو که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!

دختر: چشم بابا

چند دقیقه بعد

بابا جون گفتم.

خوب چی شد؟

هیچی. همین که گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون

همینطور که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا

تکون نمیخوره دیگه!!؟

خوب عمو حسن چی؟

دختر: عمو حسن از پنجره پرید تو استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی

کرده بودی یه صدای بامزه ای داد که نگو! هنوز همونطور خوابیده!

مرد: استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم مگه شماره ****8875 نیست؟

دختر: نه!

مرد: ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم

باشه خداحافظ

:|

خخخخخخخ{-7-}{-18-}{-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/13 - 15:23
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اول خط سوار تاکسی شدم 1نفر مونده بود تاکسی پر شه بعد نیم ساعت یه دختره اومد راننده به شوخی گفت: خانوم ما 1ساعته منتظر شماییم..
دختره هول شد گفت: ببخشید خواب موندم..
.
.
.
.
.
.
.
ینی ما 4نفر که ترکیدیم. خود تاکسیه از شدت خنده استارت نمیخورده
دیدگاه  •   •   •  1393/06/11 - 18:18
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اول خط سوار تاکسی شدم 1 نفر مونده بود تاکسی پر شه

بعد نیم ساعت یه دختره اومد راننده به شوخی گفت:

خانوم ما 1ساعته منتظر شماییم ...

دختره هول شد گفت: ببخشید خواب موندم ...

ینی ما 4 نفر که ترکیدیم.

خود تاکسیه از شدت خنده استارت نمیخورده ... :|
دیدگاه  •   •   •  1393/04/23 - 14:53
+3
farhad
farhad
یک ﺳﺎﻋﺖ ﭘﯿﺶ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
"ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﮐﺎﺕ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﻢ
ﺟﺪﺍ ﺷﯿﻢ"
ﻣﻨﻢ ﻣﻮﻧﺪﻡ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﺮﻩ، ﯾﻬﻮ ﻫﻮﻝ ﺷﺪﻡ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺍﺯﺕ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻡ
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ،ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﺟﺎﯼ ﺭﻭﺩﻩُ ﻣﻌﺪﺵ ﻋﻮﺽ
ﺷﺪ :))) بعدﻡ ﮔﻔﺖ ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﻤﮑﯽ ﺑﻮﺱ ﺑﻮﺱ ﻏﺮﻭﺏ
ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ :|
1 دیدگاه  •   •   •  1393/04/11 - 16:43
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/04/7 - 21:30]
دیدگاه  •   •   •  1393/04/7 - 21:27
+6
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ