یافتن پست: #هیچ

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/18 - 15:29
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
این پسرایی که با موتور و با 5 دقیقه مذاکره؛
دخترایی که منتظر بی.ام.و و لکسوس وایسادن رو
سوار میکنن و میبرن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اینا رو باید برد واسه مذاکرات هسته ای!
اینا اجازه غنی سازی که هیچ، اجازه ساخت بمب اتم رو هم میگیرن!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/18 - 14:53
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 19:58
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورد داشتیم پسره سر جلسه امتحان کف دستش عدد پنج نوشته واسه رسوندن تقلب، نشونه دختره داده بعد دختره فک کرده قلبه!
از ذوقش امتحانو که گند زده هیچ، همونجا بله رو هم گفته!!!!
شوهر نیست میفهمی، مجبور بود مجبور .......
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 18:39
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
ﻫﯿﭻﻭَﻗﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨـﯽ ﻧﮑﻨﯿـﺪ ؛ ﺯﻧﺪﮔـﯽ ﻣﺜـﻞ ﻫَﻮﺍﺷﻨﺎﺳـﯽ ﻧﯿﺴﺖ . . .
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 18:16
+4
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
من یاد گرفته ام وقتی بغض می کنم,وقتی اشک می ریزم,منتظر هیچ دستــــــــــــــی نباشم!!!.وقتی از درد زخم هایم به خودم می پیچم,مرهمی باشم بر جراحتــــــــــم !.من یاد گرفته ام که اگر زمین می خورم,خودم برخیــــــــــزم!.من یاد گرفته ام راهی را بسازم به صداقت!.من یاد گرفته ام که همه رهگذرنــــــــد ,همـــــــــــه !!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 13:42
+1
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

دیشب اومدم خودکشی کنم رفتم از سوپر سر کوچمون تیغ خریدم


رفتم نشستم تو حموم، وقتی که اومدم تیغ رو بکشم رو رگم


.
.
.
.
.
.
.



.
یه هو دیدم که خودمون تو حموم تیغ داریم


اینقدر اعصابم خورد شد که هیچی دیگه، خودکشی نکردم :|


دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 13:15
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی



گر عـــقل امــــروزمو داشتم
هیچ وقت اشتباهات دیــروزمو نمی کردم
ولی اگر اشتباهات دیـــروز مو نمی کردم
عــــقل امروزمو نداشتم
پس باید از اشتباهات نهایت استفاده رو کرد
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 12:09
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این خواهر ما تازه گواهینامه گرفته بود نشست پشت فرمون که بریم بیرون. حلال جوگیر شده بود با سرعت میرفت و ژست گرفته بود.بــــــــــــــــــــــــــــــــــــعد یه موتوری اومد کنارمون داد زد:خـــــــــــــــــــانوم خـــــــــــــــــــــــــانوم چرختون داره میچرخه!! این آبجی ما هم فکرد کرد در حین حرکت چرخ نباید بچرخه و محکم زد رو ترمز و پیاده شده داره چرخای ماشین رو نگاه میکنه!! هیچی دیگه بنده خدا موتوریه از شدت خنده رفت تو جدول خورد به درخت منم که کف ماشین فرش شدم از خنده!!حالا خواهرم از اون موقع خود درگیری گرفته!!
حالا فهمیدین ازدواج فامیلی چقدر میتونه خطرناک باشه؟؟؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 21:23
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
1 دیدگاه  •   •   •  1393/06/16 - 18:49
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ