محمد حسن کاظمی
این پسرایی که با موتور و با 5 دقیقه مذاکره؛
دخترایی که منتظر بی.ام.و و لکسوس وایسادن رو
سوار میکنن و میبرن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اینا رو باید برد واسه مذاکرات هسته ای!
اینا اجازه غنی سازی که هیچ، اجازه ساخت بمب اتم رو هم میگیرن!
♥ نگار ♥
مورد داشتیم پسره سر جلسه امتحان کف دستش عدد پنج نوشته واسه رسوندن تقلب، نشونه دختره داده بعد دختره فک کرده قلبه!
از ذوقش امتحانو که گند زده هیچ، همونجا بله رو هم گفته!!!!
شوهر نیست میفهمی، مجبور بود مجبور .......
*elnaz* *
ﻫﯿﭻﻭَﻗﺖ ﭘﯿﺶﺑﯿﻨـﯽ ﻧﮑﻨﯿـﺪ ؛ ﺯﻧﺪﮔـﯽ ﻣﺜـﻞ ﻫَﻮﺍﺷﻨﺎﺳـﯽ ﻧﯿﺴﺖ . . .
محمد حسن کاظمی
من یاد گرفته ام وقتی بغض می کنم,وقتی اشک می ریزم,منتظر هیچ دستــــــــــــــی نباشم!!!.وقتی از درد زخم هایم به خودم می پیچم,مرهمی باشم بر جراحتــــــــــم !.من یاد گرفته ام که اگر زمین می خورم,خودم برخیــــــــــزم!.من یاد گرفته ام راهی را بسازم به صداقت!.من یاد گرفته ام که همه رهگذرنــــــــد ,همـــــــــــه !!!!
♥ نگار ♥
این خواهر ما تازه گواهینامه گرفته بود نشست پشت فرمون که بریم بیرون. حلال جوگیر شده بود با سرعت میرفت و ژست گرفته بود.بــــــــــــــــــــــــــــــــــــعد یه موتوری اومد کنارمون داد زد:خـــــــــــــــــــانوم خـــــــــــــــــــــــــانوم چرختون داره میچرخه!! این آبجی ما هم فکرد کرد در حین حرکت چرخ نباید بچرخه و محکم زد رو ترمز و پیاده شده داره چرخای ماشین رو نگاه میکنه!! هیچی دیگه بنده خدا موتوریه از شدت خنده رفت تو جدول خورد به درخت منم که کف ماشین فرش شدم از خنده!!حالا خواهرم از اون موقع خود درگیری گرفته!!
حالا فهمیدین ازدواج فامیلی چقدر میتونه خطرناک باشه؟؟؟؟