mah3a
تو زندگی هیچوقت از شکست نترسیدم , ولی از تحقیر شدن بعد از باخت متنفرم! کاش میشد اون قسمتش رو حذف کرد.
mah3a
میدونی"بهشت" کجاست ؟ یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! بین ِ بازوهای ِ کسی که بدون هیچ ادعایی به تو می گوید:
.
فرزندممممممممممم
mah3a
یوانه نمیگوید دوستت دارم…
دیوانه میرود
تمام دوست داشتنها را به هر جان کندنی که شده،
از هر دری جمع میکند
و میزند زیر بغلش و میریزد به پای کسی که
هیچوقت قرار نیست بفهمد دوستش دارد...
mah3a
لان تو این لحظه چه احساسی داری؟
1-حس دلجویی از یک نفر
2-سرم واسه دعوا درد میکنه
...
3-احساس خجالت و شرمندگی میکنم
4-میخوام گریه کنم
5-دلم میخواد بخندم
6-حس غرور
7- فکر میکنم حرف نزنم بهتره
8-دلشوره دارم دلواپسم
9-دارم میمیرم از خنده
10-یه حس عشقولانه
11-حس میکنم حالم خوب نیست
12-احساس ترس
13-عصبانیم
14-بی خیالی
15-حس انتقام و نفرت
16-مایوس و نامیدم
17- استرس دارم
18-حس میکنم خیلی تنهام
19- احساس خوشبختی میکنم
20-حوصله هیشکی رو ندارم
21- دارم بالا میارم
22-درماندگی و پریشونی
23-سردمه
24-گشنمه
25-دلم میخواد یکیو بکشم
26-منتظرم یه اتفاق خوب برام بیفته
27-پشیمونم
28-دارم حرص میخورم
29-حس میکنم هیچ چیز مطابق میلم نیست
30-احساس شکست میکنم
31-واسه یه موضوعی خوشحالم نمیتونم بگم
32-حس میکنم به هیچ کس اعتماد ندارم
33-انگار دارم عاشق میشم
34-فکرم مشغوله
35- یکیو خیلی میخوام نمیتونم بهش بگم
36-یه هم صحبت میخوام
37-زندگی بهتر ازین نمیشه
38-خودمم نمیدونم چمه
39-حس میکنم به یه مقدار تفریح نیاز دارم
40-حواسم این ور ..اون وره
41- دلم میخواد با یکی برقصم
mah3a
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبش شوخی نکنین حرمتا شکسته میشه !
هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبش خوبی نکنین تبدیل به وظیفه میشه !
mah3a
" اگر تو قلبت را خوب بشناسی، هیچ وقت تو را غافلگیر نخواهد کرد؛ چون تو آرزوها و رویاهایش را خواهی شناخت و می توانی آنها را به حساب آوری
پائولو کوئیلو"
ebrahim
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم…آخه من 25 سال رانندهی ماشین حمل جنازه بودم" !!!