یافتن پست: #وقتی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همین پیش پای شما سنش دو رقمی شده ها
بعد استاتوس گذاشته: چه عذابی کشیدم وقتی در آغوش او دیدمت !!!
من سنِ اون بودم عذاب نمی دونستم چیه که!
بادکنک باد می کردم یهو ولش میکردم بادش با فشار خالی میشد و از اینور اتاق میرفت اونور اتاق منم مثه اسب از ذوق شیهه می کشیدم :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 22:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از اولین حیرتهای فلسفیم وقتی بود که
فهمیدم علت این که میگن “بادمجون بم آفت نداره” اینه که بم اصن بادمجون نداره
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 22:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم:
وقتی بچه بودم هروقت مامانم ماهی میگرفت باچاقوچشماشونوکورمیکردم، وقتی هم مامانم میپرسیدچرامیگفتم چشماشونوکورمیکنم تاوقتی ماهی هارومیخوریم مارونبینن، آخه گناه دارن :دی
مدیونیداگه فکرکنیدبچه ی خبیثی بودم!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 22:04
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 21:48
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 21:29
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 21:18
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 21:13
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 20:42
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:02
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 16:18
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ