من ۱ثانیه بعدش میگم چی میشد یه لیوان دیگه آب میخوردم ؛
حتی اگه اذان بشه ساعت ۱۰صبح من باز همون حسو دارم !
شما هم اینطوری هستید ؟
دختره داشت به دوست پسرش آدرس خونشون رو میداد:
میای از در ورودی آپارتمان , داخل میشی، میری سمت آسانسور ...
دکمه طبقه نهم آسانسور رو با آرنج میزنی ...
وقتی اومدی بالا از آسانسور که بیای بیرون سمت چپ خونه منه ...
با آرنج در میزنی و منم در رو باز میکنم ...
پسره میگه : به نظر آسون میاد ولی چرا باید با آرنج در بزنم ؟؟؟
دختره میگه : چی ؟؟؟؟ یعنی دست خالی اومدی دیدنم ؟؟؟!!
نیستگویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست
آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست
این قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست
تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست
امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست
بسیار ساده آواز رود از لابهلای درختان راهی به آسمان باز میکند و خرداد این سال روی شانههایم میروید وقتی تمام پرستوها پرواز نخستین را به نیمروز خسته میسپارد و بال به هیاهوی راه هزارچشم تازه روی علف های ناز میروید