alijoon
یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهاران بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت . .
♥ نگار ♥
هفته پیش یه وانتی اومده بود داشت اصفناچ(اسفناج) میفروخت مثل این که ارزون بوده بعد مادر گرام ما هم برداشته 7کیلو خریده این ی لیست خلاسه از اون چیرایه که ما توی این هفته خوردیم
بورانی اسفناج
آش دوغ (سبزی اصلیش اسفناجه)
خورشت آلو اسفناج
اسفناج پولو
سالاد اسفناج
ماست و اسفناج .
ی حسی میگه خود ملوان زبل هم این همه اسفناج توی ی هفته نخورده بود
الان هم داره اسفناج سرخ میکنه خدا به خیر بگزرونه
♥ نگار ♥
وقتی میری مهمونی خدا،،هیچی نباید بخوری!
وقتی میری خونه خداهم،، باید کلی پول خرج کنی!
اگرم بخوای بری پیش خدا،، باید بمیری...
حالا چه اصراریه با خدا رفت و آمد کنیم؟
.
"دستاوردهای غضنفر"
♥ نگار ♥
پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه.
بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه.
دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.
دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه:
خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید.
پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام!
هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم…
فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که
توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام
farhad
طرف مامان بابای زنش میمیرن . . .
میخواسته دلداریش بده شب میره پیشش دستشو میندازه دور گردن زنش و میگه :
.
.
.
.
.
بی پدر و مادر من کیه ؟!
♥ نگار ♥
Xمور داشتیم مرده از سره کار برگشته خانمش با هزار عشق و علاقه اومده پیشش پریده بغلش
میگه:عزیزم خسته نباشی. ^___^
بعد آقا هم برگشته گفته: با تنتاک خستگی معنا نداره
!!! یعنی خانمشو شسته گذاشته رو بند...!!!