یافتن پست: #پیش

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺁﻟﯿﺎ ﺻﺒﻮﺭ ) Alia Sabur (ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ
ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ،ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ۱۹ ﻓﻮﺭﯾﻪ ۲۰۰۸ﺭﮐﻮﺭﺩﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮔﯿﻨﺲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ
ﭘﺲ ﺍﺯ ۲۹۱ ﺳﺎﻝ ﺭﮐﻮﺭﺩ ﺁﻗﺎﯼ ﮐﻮﻟﯿﻦ ﻣﮏﻟﻮﺭﯾﻦ ) Colin Maclaurin ( ﺯﺍﺩﻩ
ﻓﻮﺭﯾﻪ ۱۶۹۸ﺭﮐﻮﺭﺩﺩﺍﺭ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 14:56
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 14:15
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 14:11
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
شب سردی ست و هوا منتظر باران است

وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است

شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من

ماه پیشانی من دلبر بارانی من
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 12:05
+5
roya
roya
در CARLO
یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن ... !
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم ... !
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده , راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره ... !
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون ... !
آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش میگیرن تا از ... !
... ... اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن ... !
اینایی که همیشه میخندن ... !
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن ... !
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن ... !
اینا فرشته ان ... !
تو رو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه , اذیتشون نکنین ... !
تنهاشون نذارین ؛ داغون میشن....
خوشت اومدبازنشرکن دوست عزیز
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 10:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روباه میره پیش خدا میگه؛
خدایا چرا انقدر منو حیله گر و دروغگو اف[!]؟
خدا میگه؛
نا شکر نباش تو هنوز پسرا رو ندیدی :))

دخیاا موج مکزیکی و عربی و بزارین کنار که امشب احیاس !!!!
سنگین باشید...
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 20:09
+5
saman
saman
در CARLO
چند وقت پیش زمانی که بستنی خیلی گران نبود یک پسر ده ساله به یک کافی شاپ رفت،موقعیکه پشت میز نشست از گارسون پرسید:

قیمت بستنی گردویی چند است؟

او گفت: 50 سنت است.

پسر از جیبش پول درآورد و آن را شمرد.

سپس پرسید:قیمت بستنی ساده چقد است؟

آنجا افراد دیگری بودند که منتظر بستنی بودند گارسون درحالیکه کمی بداخلاق و بی حوصله بود با تندی گفت:35 سنت است.

پسر دوباره پولش را شمرد و گفت:

لطفا یک بستنی ساده بدهید.

گارسون بستنی ساده را همراه با صورن حساب برای او برد.پسر بستنی اش را خورد و پولش را به صندوق پرداخت کرد.

وقتی گارسون میز را تمیز میکرد شروع به گریه کردن کرد...در گوشه بشقاب 15 سنت بابت انعام برای او گذاشته بود.
پسر به جای بستنی گردویی ،بستنی ساده گرفت تا بتواند به او انعام بدهد...............
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 17:53
+11
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:15
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


@arash-tavanaei
آرش رفته خواستگاری بابای عروس با لپ تاپ اومده می گه جوان، من اهل تحقیقات محلی و اینا نیستم، یوزر پسورد بیاتویونیت رو بزن! {-7-}


4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 12:18
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
[لینک]
آخرین ویرایش توسط ramin-rtbm در [1392/05/23 - 01:08]
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 01:18
+9

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ