یافتن پست: #چشم

amir reza
amir reza
این پیش زخم حمله قزّاق‌های تازه مسلمان شیخ فضل‌الله است‌،
وز چشمه‌های اول بازی‌ست‌،
با من خبر رسیده كه این شیخ‌،
قصد جان مرا كرده است به هر تقدیر!
و قصد هرچه مجاهد كه با منست و فدایی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:47
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
دبير ديني : عشق يك موهبت الهي است.
دبير ورزش : عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود.
دبير شيمي : عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند.
دبير اقتصاد : عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود.
دبير ادبيات : عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد.
دبير جغرافي : عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند.
دبير زيست : عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد مي شود .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:10
+4
امیرحسین
امیرحسین
به كوري چشم تو هم كه باشد
حالم خوب ِ خوب است
اصلا هم دلم برايت تنگ نشده
حتي به تو فكر هم نمي‌كنم
باران هم تو را دیگر به ياد من نمي‌آورد
... مثل همين حالا كه مي‌بارد
لابد حالا داري زير باران قدم مي‌زني
چترت را فراموش نكن
لباس گرم را هم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:03
+6
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست ...{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 15:28
+1
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
نه



گریه نمی كنم



1چیزی رفته توی چشمام



فكر كنم 1 خاطره ست{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 15:25
+1
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
تنهایی من سلام



این چند روزه کجا بودی؟؟

نگران شدم!!!

بهم ریختم!!

فکرم پیش تو بود

و چشم به راهت...

حالا که هستی آرومم

تنهایی من داره بارون می یاد

از دفعه پیش که با هم زیر بارون قدم زدیم دیگه ندیدمت

یادته چقدر با هم خندیدیم و لذت بردیم

من خیس خیس شدم اما تو سراپا بارونی بودی

بارون می دونه دوستش دارم

به خاطر من می یاد

می یاد تا دوباره من و تو به هم برسیم

تنهایی من

موافقی بریم زیر بارون با هم قدم بزنیم....{-38-}{-31-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 15:15
+1
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
اگه فکر کردی قید چشمات رو میزنم،
اگه فکر کردی ازت به آسونی دل میکنم،
برای اولین بار تو عمرت درست فکر کردی.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 14:01
reza
reza
دقیقا زمانی که داری توی بی‌خیالی همه چیو فراموش میکنی یهو یه آهنگی، یه نوشته‌ای، یه اسمی، یا حتی یه حرفی ...‌ همه خاطراتو میاره جلو چشمت ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 00:22
+6
reza
reza
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 22:08
+3
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
نقش یک درخت خشک را در زندگی بازی میکنم! نمیدانم که باید چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پیر!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/12 - 20:20
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ