saeed
پشت چراغ قرمرپسرک باچشمانی معصوم ودستانی کوچک گفت:
چسب زخم نمیخواهید؟ پنج تاصدتومن، آهی کشیدم و باخود گفتم
تمام چسب زخمهایت راهم که بخرم نه زخمهای من خوب میشودنه زخمهای تو…
sasan pool
دیشب به قلبم گفتم:
شبها خواب به چشمِ من نمیآید،
قلبم گفت:
از بس که بعد از ظهرها میخوابی، بیخود ادای عاشق هارو در نیار
:پــــــــــــــــــــی!
ronak
از دریچه های روشن صبح عبور کن، چشم ها را باز کن و سلام کن به آغازی دوباره. صبح همگی بخیر
حمید
دیشب چشم هایم را بر هم گذاشتم و آرزویی در دل کردم
آرزویی هر چند بچه گانه
هر چند از روی دل
هر چند می دانم ممکن است به آرزویم نرسم
ولی حتی اگر به آرزویم نرسم٬
من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کنی با تو هستم و خواهم بود
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد
همیشه در دلم خواهی ماند
جایی که جای هیچ کسی نیست بجز تو
و هیچ کسی نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد…
نگاه معصومت در یاد من همیشه جاوید است
برای همیشه…
parnian
ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﮔﺮﺍﯾﯽ
.
.
.
.
.
ﻧﻮﻋﯽ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺭﻭﺍﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﮏ
ﺑﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭﺏ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ
ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ
ﺍﺻﻼ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﻋﻼﺋﻢ ﺍﯾﻦ
ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﺶ ﺧﺎﺭﺝ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍﻩ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ
ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﺩﺭﺏ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﭼﯿﺰﯼ
ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺪﺍﺭﺩ ﺩﺭﺏ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﻨﺪﺩ.
ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻭﻓﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺘﻮﻟﺪﯾﻦ
ﺩﻫﻪﻫﺎﯼ ۶۰ ﻭ ۷۰ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ
L
ronak
ای کاش کنارت بودم تا
زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببرد
ali rad
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
in khoshgeltarin 2khtare irane????????????????
1390/12/4 - 19:16خوشتیپ
1390/12/4 - 19:16midonim,
1391/01/6 - 20:38