یافتن پست: #چشم

Pedram
Pedram
چشماش سگ داره{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 16:06
+5
sasan pool
sasan pool
«مهم نیست مرگ کجا و کی به سراغ من می آید مهم اینست که وقتی می آید من آنجا نباشم»
وودي آلن

«پیوند عشق حقیقی حتی با مرگ گسیخته نمیشود، چه رسد به دوری.»
ولتر

«تنها مرگ است که دروغ نمیگوید! حضور مرگ همه موهومات را نیست و نابود میکند. ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریبهای زندگي نجات میدهد، و در ته زندگی، اوست که ما را صدا میزند و بهسوی خودش میخواند.»
صادق هدايت

«زندگي هر چه پوچتر باشد مرگ تحمل ناپذیرتر میشود.»
ژان پل سارتر
«مردن کافی نیست باید به موقع مرد.»
ژان پل سارتر

آن که به کمال رسیدهاست، فاتحانه به مرگ خویش میمیرد و چنین مرگی، بهین مرگ است.
نيچه

تنها سعادتمند، کسی است که چشم به جهان نگشوده به خواب مرگ فرو رود.
ارنست همینگوی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 15:17
+1
saman
saman
تو را از من گرفتند ... و حالا لحظه هاي من ، گرفتار سکوتي سرد و سنگينند و چشمانم که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند ، نمي داني چه غمگينند ، برايم چشم هاي تو ، چراغ روشن شب بود ، نمي دانم چه خواهد شد . پر از دلشوره ام ... بي تاب و دلگيرم ... کجا ماندي که من بي تو هزاران بار در هر لحظه مي ميرم ...{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 12:27
+2
mitra
mitra
چه لذتی داره اینکه
یه وقتایی
چشماتو ببندی و بگی:
هر چه باداباد! بیخیال...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 01:27
+6
mah3a
mah3a
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش ! چون ادمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:26
+5
mah3a
mah3a
نزدیک میشم ، وقتی حواست نیست
اونقدر که مرزی جز لباست نیست
از پشت سر چشماتُ میگیرم
بگو کیمَ ، وگرنه میمیرم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:00
+5
حمید
حمید
در SMS
دردیک پنجره راپنجره هامی فهمند/معنی کورشدن راگره هامی فهمند/یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن/چشمهابیشترازحنجره هامی فهمند{-2-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:06
+7
mah3a
mah3a
سلامتیه پسرا نه واسه ریشو قدشون!واسه معرفتشون...
سلامتیه دخترا نه واسه چشمای نازو پوستای صافشون!واسه قلبای پاکشون......... ..
سلامتیه خودم نه واسه این حرفام!واسه اینکه مرهم ندارم واسه دردام..
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:07
+3
mehdi
mehdi
زن.........

جنس عجیبی ست!
چشم هایش را که می بندی,
دید دلش بیشتر...
... ...
دلش را که میشکنی,
باران لطافت از چشم هایش سرازیر...
...
انگار درست شده تا...
روی عشق را کم کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:07
+3
سحر
سحر
احساسم را به دار آویختم ؛
منطقم را به گلوله بستم ،
لعنت به هر دو
که عمری بازی ام دادند ....
دگر بس است ؛
می خواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 18:16
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ