sasan pool
کاش چون پرتو خورشید بهار
سحر از پنجره می تابیدم
از پس پرده ی لرزان حریر
رنگ چشمان تو را میدیدم
sasan pool
به تمنای وجود تو شبی
غرق درخاطره ها خواهم شد
غرق درخاطره ای بی پایان
که در این ره، ره پایانی نیست
به کجا می نگری حال که من
خیره بر راه دل خویشتنم
لحظه ای ایی و درنگی بنمای
که در اندیشه چشمان تو من
هم چو یک مهره مبهوت شدم
ولی اخر به کجا می نگری
نکند باز به اندیشه خود
غرق در خاطره خویشتنی
☺SAEED☻
حضرت ایوب یه شب اومد به خوابم
گفتم شما کجا اینجا کجا؟
دیدم چشماش پر اشک شد از زیر عباش یه مودم ADSL در آورد داد بهم گفت تو دیگه صبر منم از رو بردی اون Dial-up رو بنداز دور
نیوشا
زندگی دو چیز به من آموخت . . .
.
.
.
..
.
.
شاهین
ازتو گفتن سوزش چشم مي آورد.. و از تو نگفتن تورم گلو
بزن لایکو به سلامتیه بچه هایه نیکهbia2uni
عسل ایرانی
گاهي نياز داري
به يه آغوش بي منت
كه تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد
كه وقتي تو اوج تنهايي هستي
با چشماش بهت بگه
هستم تا ته تهش !!!
ronak
*هر روز به فنجان قهوه ای چشمانتــــــ خیره میشدم، ... !
جواب فالم انگار خوشبختی نبود ...!
☺SAEED☻
شيفتگي آن است كه
شما چشمان زني را دوست بداريد ... بي آنكه رنگ آن را به ياد آوريد ...
... یوهان ولفگانگ گوته .