یافتن پست: #چشم

عسل ایرانی
عسل ایرانی
چشم انسان از نمای نزدیک
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 21:55
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
دختر خودش را خوشگل مي كند چون خوب فهميده كه چشم پسر، تكامل يافته تر از مغز اوست!"  
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 21:14
+16
ali rad
ali rad
و رسالت من این خواهد بود

تا دو استكان چای داغ را

از میان دویست جنگ خونین

به سلامت بگذرانم

تا در شبی بارانی

آن ها را

با خدای خویش

چشم در چشم هم نوش كنیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 20:18
alireza
alireza
در just boy
پسر که باشی هرچقد دلت خواس گریه کن، آخرش دستتو محکم بمال چشمت، هیچچچچی نمیشه! نه ریمیلت پخش میشه نه سایه ات بهم میریزه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 19:56
+11
ali rad
ali rad
گاهی که دلم
به اندازه ی تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریه ی ، دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 18:13
+3
ali rad
ali rad
کاش می شد گاهی،
به زبان سکوت با هم صحبت کرد.
دستور زبان سکوت را کاش همه می دانستند.
آن وقت چقدر سکوت هر شخص معنا داشت.
آنوقت چقدر سکوت می شد داشت در یک چشم.
چقدر دلتنگی می شد کاشت در یک نگاه.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 18:09
+3
ronak
ronak
مـــــــــرد است دیگر ....گاهی تند میشود،گاهی عاشقانه میگوید....!!!
مـــــــــــرد است دیگر....غرورش آسمان ،دلش دریاست.....!!
تو چه میدانی از بغض گلو گرفته یک مــــــــرد...؟؟!
تو چه میدانی از چشمانت که شده دنیای او.....؟
تو چه میدانی از هق هقِ شبانه ای که خودش خبر دارد و بالشتش....!؟!!
تو برو پیِ درد و دل های مردی بگرد که پاییز شده کابوس شومش....!!!
مرد را فقط مرد میفهمد و مـــــــــــرد.....!!!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 17:08
+8
سحر
سحر
می بینم که اصغر فرهادی افتخاری آفرید که شاید دیگه هیچگاه تکرار نشه ،به همه دوستان تبریک میگم اسکار بهترین فیلم خارجی رو برای فیلم جدایی نادر از سیمین...
انکار نکنیم
نام وطن هنوز هم چشمهایمان را تر می کند
و هنوز هم
بوی خزر که می آید
دنیا ، دریا می شود...
به افتخار اصغر فرهادی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 16:38
+11
امید
امید
گفتم : میری؟
گفت : آره
گفتم : منم بیام؟
گفت : جایی که من میرم جای دو نفره نه سه نفر
گفتم : برمی گردی؟
فقط خندید.
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیره چونم گذاشتو سرمو بالا آورد
گفت : میری؟
گفتم : آره
گفت : منم بیام؟
گفتم : جایی که میرم جایه یه نفره نه دو نفر
گفت : برمیگردی؟
گفتم : جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شست وشو میده…
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 16:23
+5
ronak
ronak
عشق من , نگو...
نگو از اشکهایت نگو از چشمان بارانی ات....
نیامده ام که تو را بارانی ببینم
ای کاش چشمانت را بارانی نمی دیدم
من عاشق چشمانت هستم
پـس ای بــــــــــــــــــــــــ اران
نبار....
نبار تا چشمانی را ببینم که دوستش دارم
چشمانم از باران پر شده
ای کاش این باران نمی بارید
ای کاش....
ای کاش می دانستی که عاشق چشمانت هستم
ای کاش صدای گریه هایم را می شنیدی
ای کاش می دانستی گریه هایم از دیدن اشکهای توست
ای بــــــــــــــــــــــــ اران,
ای باران اولین باریست که دوست دارم نباری
لعنت به تو....
نفرین به تو ای باران
نبار....نبار....
نبار و حسرت دیدن بر چشمانم مگذار.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:35
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ