یافتن پست: #چشم

saeed
saeed
آری زیبایی رفته بود٬ آن هنگام که من رسیدم به گل او
چشم بسته به دنبالش سرنهادم
نیمه چنگی بر او در اینجا و نیمه چنگی بر او در آنجا...
و این است همه آن چیزهایی که در دست من بر جای مانده
شکل پرواز او!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:09
+2
saeed
saeed
دلتنگ تو هستم پس به من یاد بده
که دلتنگ تو نباشم
به من یاد بده
چگونه برکنم از بن، ریشه های عشق تو را
به من یاد بده
چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم
به من یاد بده چگونه دل می میرد
خودکشی می کنند شوق ها
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:07
+4
حمید
حمید
در SMS
به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 10:15
حمید
حمید
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم :

بزرگ ترین اشتباه ؟!

گفت : عاشق شدن .

گفتم : بزرگ ترین شکست ؟!

گفت : شکست عشق .

گفتم : بزرگترین درد ؟!

گفت : از چشم معشوق افتادن .

گفتم : بزرگترین غصه ؟!

گفت : یک روز چشم های معشوق رو ندیدن .

گفتم : بزرگترین ماتم ؟!

گفت : در عزای معشوق نشستن .

گفتم : قشنگ ترین عشق ؟!

گفت : شیرین و فرهاد .

گفتم : زیبا ترین لحظه ؟!

گفت : در کنار معشوق بودن .

گفتم : بزرگترین رویا ؟!

گفت : به معشوق رسیدن .

پرسیدم : بزرگترین آرزوت ؟!

اشک تو چشماش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت : مرگ !{-6-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 01:59
+1
حمید
حمید
در SMS
تمام حرف هایم را از چشمانم خواندی
چشمان تو آگاه بود یا چشمان من رسوا؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 23:38
+4
حمید
حمید
در SMS
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 23:31
+1
مهسا
مهسا
این روزا بعضی از ما آدما باید واسه داشتن یه دل ِخوش، دو جفت چشم ِ کور داشته باشیم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 17:05
+4
مهسا
مهسا
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شکوهی دارد… ایستادن بر روی دو پا آن لحظه که…به زمین خوردم!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 16:52
+2
ronak
ronak
مجهول مانده است درمن
هزار سوال ِ بی جواب
از باد
از باران
از آب
از آتش
از سیبی که تبعیدیِ زمین ام کرد..
از تو که بی گفت و گو
تنها مخاطب چشمانم شدی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:18
+4
mehdy
mehdy
طنز: درد دل نوزاد شش ماهه
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ،

و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید !

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،

نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای شما هم مضر است!!!

لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش

خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش

مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده،

و با تکان دادن سر و لبهایش ” پول پول پول پول” می کند!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:54
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ