یافتن پست: #چشم

محمد
محمد
امام علی (ع) می فرماید: بگذارید و بگذرید ببینید و دل مبندید چشم بیاندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 16:22
+4
ronak
ronak
در Romantic
قلم چند گاهیست نام تو را چکه می کند و من روزهاست یاد تو را گریه می کنم نام تو، یادِ تو، دستانِ تو، تو ... تو ... نگاهت عمیق بود، عمیق و مهربان چشمانت دست نیافتنی بود، سرابی واقعی می دانی؟ لحظه ای که کسی از نگاهت الگو می گیرد، دلهره می گیرم ... غمگین می شوم می خواهمت ... امروز آسمان، دریایی زلال بود، مثل دلت راستی در آن دنیا هم آسمان آبی است ...؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 16:04
+5
مهسا
مهسا
هم بازی قدیم چشم نگذار آنقدر دورم که با شمردن همه اعداد هم پیدایم نمی کنی!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 15:03
+5
حمید
حمید
در SMS
مرد به خدا ميگه چرا زن رو آفريدي؟ خدا ميگه واسه اينکه تو خوشت بياد! ميگه: چرا چشمش رو خمار کردي؟ خدا ميگه: واسه اينکه تو خوشت بياد ميگه: چرا موهاشو ابريشمي کردي؟ خدا ميگه: واسه اينکه تو خوشت بياد! ميگه: پس چرا کم عقل آفريدي! خدا ميگه: واسه اينکه از تو خوشش بياد:-؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 03:05
+2
حمید
حمید
در SMS
مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 02:56
ebrahim
ebrahim
از چی بگم ؟ شاید اس اس دوس داری قصه ی همون استقلال سه تایی اگه قصه تلخه گناه واقعیت داستان اس اس و گل های باخت دیشب که نشستن تو آزادی با افسوس کاشکی یه دنیزلی جای یه مظلومی مغرور داشتیم مهدی موقعیت ساخت و زائد گل گرفت اتشی که کل ورزشگاه رو مثله گرگ گرفت یه استقلالی با داد و فریاد گفت زود حمله کنید و گل بزنید ولی وقتم کم بود چشمام خشک شد یکم بهم اشک بده ایزد این استقلالی ها چطور واسه پرسپولیس برنام
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 14:54
+1
elahe
elahe
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار. عشق يعني يك تمنا، يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس مست او، زير باران دست تو در دست او
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 13:10
+6
ronak
ronak
حالت چشم دانشجویان دختر و پسرهنگام درس دادن استاد سر کلاس : (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) وقتی استاد خبر امتحان رو میده : (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) موقع امتحان: (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری: (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) وقتی که نمره ها رو میزنن : (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 23:37
+3
رضا
رضا
گفتند ستاره را نمی توان چید ... و آنان که باور کردند ... برای چیدن ستاره ... حتی دستی دراز نکردند ... اما باور کن ... که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره دست دراز کردم ... و هر چند دستانم تهی ماند ... اما چشمانم لبریز ستاره شد .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 21:20
+3
omid
omid
تركه ميره جلوي آينه و چشماشو مي بنده. ميگن چرا اينكارو مي كني؟ ميگه: آخه مي خوام ببينم وقتي مي خوابم چه ريختي ميشم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 21:10
+3
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ