یافتن پست: #چشم

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:59
elahe
elahe
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم
هر جا که دلت می خواهد بــــرو !
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد
انقدر آسمان دلت بگیرد
که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری…
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 22:38
+2
رضا
رضا
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست مهمان عزیزی که پی دیدن رویش همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش آی بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام برخیز که باز آن بت بیداد گر اینجاست آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود بازآمده چون فتنه دور قمر اینجاست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 20:27
+3
رضا
رضا
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست مهمان عزیزی که پی دیدن رویش همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش آی بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام برخیز که باز آن بت بیداد گر اینجاست آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود بازآمده چون فتنه دور قمر اینجاست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 20:27
+2
مهسا
مهسا
شبیه خوابی تو در عمق چشمهای منی نزدیک ولی دور از دسترس ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:40
مهسا
مهسا
عشق می بارد بیا بدویم در باران تو تا ... ته کوچه های دلم من تا ... زیر رنگین کمان چشمانت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:24
مهسا
مهسا
هیچ شباهتی به یوسف نبی ندارم نه رسولم نه زیبایم نه عزیز کرده ام نه چشم به راهی دارم فقط در چاه افتاده ام.{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 14:33
+2
sasan pool
sasan pool
هوس کردم باز هم امشب زیر بارون توی خیابون/به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه/آخه وقتی بارون میاد رو صورت یک عاشق مثل من/حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه/امشب چشمای من مثل ابر های بهاره بخند به حال من که حالم گریه دار/چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیر ی بزار/آره بخند بخند که حالم خنده دار.....{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 13:27
sasan pool
sasan pool
برای اخرین بار خدا نگهدار/برو ولی خاطراتمو نگه دار/برو عزیز گریه نکن دلم میگیر ه/فقط بدون اینجا یکی برات میمیره/بعد از تو عشق دیگه برای من تموم/برو ولی بدون دیگه عمرم تموم/برو فقط فکر نکنی کسی ندارک/هیچ موقعه تنها نمیشم خدا رو دارم/به تو میگم یک کلمه/دوست دارم یک عالمه/برو حرف ات تو گوشم/برو یادت تو دلم/توی چشمام نگاه نکن/دست من و رها نکن/دیگه بسه گریه نکن{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-59-}{-59-}{-59-}{-59-}{-38-}{-38-}{-38-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 13:20
رضا
رضا
وداع مي روم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه ي خويش به خدا مي برم از شهر شما دل شوريده و ديوانه خويش مي برم ، تا که در آن نقطه دور شستشويش دهم از رنگ نگاه شستشويش دهم از لکه ي عشق زين همه خواهش بيجا و تباه مي برم تا ز تو دورش سازم ز تو اي جلوه ي اميد محال مي برم زنده بگورش سازم تا از اين پس نکند ياد وصال ناله مي لرزد ، مي رقصد اشک آه ، بگذار که بگريزم من از تو ، اي چشمه ي جوشان گناه شايد آن به که بپرهيزم من بخدا غنچه ي شادي بودم دست عشق آمد و از شاخم چيد شعله آه شدم ، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسيد عاقبت بند سفر پايم بست مي روم ، خنده به لب ، خونين دل مي روم از دل من دست بدار اي اميد عبث بي حاصل .......... فروغ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 10:59
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ