یافتن پست: #کار

مهسا
مهسا


ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﻤﺶ ﺍﺗﻮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩ ﮔﻔﺖ:ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩﻡ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺳﺎﯾﻠﻨﺖ ﺑﻮﺩ… .


ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﮑﺎﺭﺗﺸﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻋﮑﺲ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﺩﯾﺪ… .

ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻫﻤﻮﻥ ﺭﻓﯿﻘﺸﻮ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺒﺎﮐﺲ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﯼ ﻋﺸﻘﺶ ﺩﯾﺪ… .

ﻭ ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺟﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺷﺐ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺧﯿﺲ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺳﺤﺮ ﻣﯿﮑﻨﻦ… ...

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ!.
آخرین ویرایش توسط maahsaa در [1392/04/27 - 22:57]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 22:56
+4
saeed
saeed
سلام. من saeed هستم، از اعضای جدید ... :)
11 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 19:45
+3
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 17:14
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
@arash-tavanaei واقعا کی قدر زحماتی که میکشیو میدونه؟

هممون میایم اینجا از سایت لذت میبریم ، اما هیچ کدوممون نمیدونیم که ذره به ذره این سایت با دستای آرش نوشته شده

واقعا شبانه روز وقت میزاره به این سختی این امکانات رو برای سایت فراهم میکنه فقط واسه خاطر بچه های بیاتویونی ...

بزن لایکو به افتخار مدیر بیاتویونی " آرش توانایی "
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 16:17
+13
-1
mohamad
mohamad
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 15:14
+6
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:19
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چیزی نمی تونم بگم، قراره از من بگذریچیزی نگو می فهممت، باید از این خونه بریچند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنمتا با یه دریا تو خودم، خاموش خاموشت کنم ... تنهاییآمو بعد از این، با قلب کی قسمت کنمواسه فراموش کردنت، باید به چی عادت کنمتو باید از من رد بشی، من باید از تو بگذرم ... کاری نمی تونم کنم، باید بیُفتی از سرمبعد از تو باید با خودم، تنهای تنها سر کنم ... یک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنمچند سال از امشب بگذره، با من یکی هم خونه شه ... احساس امروزم به تو، تنها یه شب وارونه شهچند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنمیک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنم ... چیزی نمی تونم بگم ...

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:58
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

دل که بیمار شد از دست رقیبان مددی

تا طبیبش بسر آریم و دوایی بکنیم

آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت

بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم

خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجا است

کادر آن آب و هوا نشو و نمویی بکنیم

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ورنه

کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

سایر طایر کم حوصله کاری نکند

طلب از سایه میمون همایی بکنیم

دلم از پرده بشد حافظ خوش گوی کجا است

تا بقول و غزلش ساز و نوایی بکنیم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:39
+3
alifabregas
alifabregas
زندگی بافتن یک قالیست! نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی نقشه را اوست که تعیین کرده! تو در این بین فقط میبافی.. نقشه را خوب ببین! نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:17
+3
alifabregas
alifabregas
خدایا دقیقا داری با زندگی من چیکار می کنی؟؟؟ بگــــو شاید بتــونم کمکت کنـــم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:04
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ