یافتن پست: #کار

gha3m
gha3m
دوستان واستون کارت شارژ خريدم ، زحمت خراشيدنش با خودتون! ااااااااااااااااااااااااا
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 10:37
gha3m
gha3m
ديگري جز تو مرا اين همه آزار نکرد آنچه کردي تو به من هيچ ستم کار نکرد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 10:34
ebrahim
ebrahim
هر موقع بابام میگه بیا بشینیم دو کلام حرف بزنیم ؛ از نمره ۱۳ ای که اول دبستان دیکته گرفتم تا هفته پیش که با دختر تو خیابون منو دید ، هرکارِ خلافی که کردم میاد جلو چشام !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:20
+1
ronak
ronak
دیگه به نبودت عادت کرده بودم خو دمو با خیالت راحت کرده بودم دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم گو نمو تر بکنم شوق اشکا مو ببینم او مدی دلتنگی ها همه رفتن شوق وصال و جا گذاشتن تا او مدم با آغوشت جون بگیرم خیال تازه ای رو پیش چشمای تو دیدم دوباره نوا زشو دوست داشتنو عاشقی سر کار گذاشتن دل تو شب ها ی بی قراری دو باره لحظه ناب رسیدن دو باره تشنه ی شوق بو سیدین چه خیال ساده و خوبی پیش چشما ی تو بودن و دل فریبی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:07
+5
ronak
ronak
مطمئن باش و برو، ضربه ات کاری بود، دل من سخت شکست... تو برو. برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:36
+2
ronak
ronak
از من پرسید: تو مال منی؟ گفتم:آره! مال خود خودتم،هر کاری دلت می خواد با هام بکن گفت:هرکاری؟ گفتم:آره تنهام گذاشت و رفت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:33
+2
aB'Bas S
aB'Bas S
دو شکارچی اهل نیوجرسی در جنگل بودند که یکی از آن ها روی زمین افتاد. او نفسش بند آمد و چشمهایش وارونه شد. دومی گوشی تلفن خود را برداشت و با اورژانس تماس گرفت و به اپراتور اورژانس گفت: «دوستم مرده! چه کار کنم؟» اپراتور با صدای آرامی در جواب گفت: «خونسردی خود را حفظ کنید. من به شما کمک می کنم. اجازه دهید اول از مرگ دوست شما مطمئن شویم.» سکوتی پشت خط تلفن حاکم شد و ناگهان صدای شلیک گلوله ای به گوش رسید. شکارچی گوشی را برداشت و گفت: «حالا چه کار کنم؟»
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:17
+4
ronak
ronak
بر سنگ مزارم بنویسید: در زندگی بارها بالهایم را گشودم تا همچون پرنده ای سبک بال به پرواز در آیم اما هر بار شکارچی حقیری قلبم را نشانه گرفت و بر زمینم کوفت شاید مرگ پایانی بر این پرواز شکست گونه باشد و آغاز رهایی...!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:06
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
اشخاص بزرگ و با همت به کوه مانند، هر چه به ایشان نزدیک شوی عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و مردم پست و دون همانند سراب مانند که چون کمی به آنان نزدیک شوی به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشکار سازند.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 21:53
+5
ronak
ronak
نمیدونم دوست دارم یا نه نمیدونم این عادته یا عشق نمیدونم چی کار کنم با تو نمیدونم چی کار کنم با عشق تو با منی اما نه از دیروز تو با منی اما نه تا فردا تو با منی اما نه با این من یه روز میری اما نه از حالا کنارمی چقدر ازم دوری کنارتم چقدر بهت نزدیک ... تو آشنا غریبه ای انگار ستاره ای اما چقدر تاریک نمیدونم دوست دارم یا نه نمیدونم این عادته یا عشق نمیدونم چی کار کنم با تو نمیدونم چی کار کنم با عشق طلوع هر دوست دارم با من غروب عاشقانه ها با تو یکی میون جاده ها گم شد نمیدونم که اون منم یا تو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:16
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ