یافتن پست: #کش

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سر کلاس فارسی عمومی بودیم استادمون جوگیر شد گفت فردوسی خودشم
شاگرد من بوددد!
یکی از دوستام از ته کلاس گفت:همون شاگرد تو بوده که سی سال طول کشیده
یه کتاب بنویسه! تازه بدبخت میگه بسی رنج هم بردم!
هیچی دیگه همه داشتن سقفو گاز میگرفتن!
استادمون⊙ _⊙
شاگردا ^ - ^
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 21:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 21:02
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/06/23 - 21:08]
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 21:00
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 20:58
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
3 دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 19:07
+5
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی


باز جنيني ميان زباله هاي شهر رها شد
باز دختري عفتش را به گمان عشق به هوس باخت و زن شد
باز پسري به بهاي يک هوس پدر شد
باز سطل زباله اي در شهر جايگزين آغوش مادر شد
باز پسري به بهاي هوسي آني بار گرگ صفتي و نامردي به دوش کشيد
باز دختري به جرم يک شب يک عمر فاحشه شد
باز پسري به تجربه يک لذت نامشروع به هرزگي خو گرفت
باز جنيني نارس در گوشه اي از شهر تاوان هوس را با جانش داد
و باز کودکي بار حرامزادگی بر دوش کشيد...
در اين شهر چه ميگذرد؟
تاوان اين هوسها را چه کسي ميدهد ؟
پدري هرزه ...مادري فاحشه...يا جنيني بيگناه با جانش؟








‏باز جنيني ميان زباله هاي شهر رها شد<br />
باز دختري عفتش را به گمان عشق به هوس باخت و زن شد<br />
باز پسري به بهاي يک هوس پدر شد<br />
باز سطل زباله اي در شهر جايگزين آغوش مادر شد<br />
باز پسري به بهاي هوسي آني بار گرگ صفتي و نامردي به دوش کشيد<br />
باز دختري به جرم يک شب يک عمر فاحشه شد<br />
باز پسري به تجربه يک لذت نامشروع به هرزگي خو گرفت<br />
باز جنيني نارس در گوشه اي از شهر تاوان هوس را با جانش داد<br />
و باز کودکي بار حرامزادگی بر دوش کشيد...<br />
در اين شهر چه ميگذرد؟<br />
تاوان اين هوسها را چه کسي ميدهد ؟<br />
پدري هرزه ...مادري فاحشه...يا جنيني بيگناه با جانش؟‏







دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 15:01
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻻﯾﯽ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﯾﻪ ﺯﺍﻧﺘﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﻡ
ﮔﻔﺖ : ﺩﺍﺭﯼ ﻻﯾﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ؟ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﻋﺮﺑﯽ
ﻣﯿﺮﻗﺼﻢ .
.
.
.
.
.
.
ﮔﻔﺖ : ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺳﻢ ﺑﺰﻥ ﺑﻐﻞ ﺷﺎﺑﺎﺷﺘﻮ ﺑﺪﻡ ! |:
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 12:51
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 21:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 21:34
+2
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
به سلامتي پدري که لباس خاکي و کثيف ميپوشه ميره کارگري براي سير کردن شکم بچه اش ،
.
.
.
.
اما بچه اش خجالت ميکشه به دوستاش بگه اين پدرمه !
دیدگاه  •   •   •  1393/06/22 - 20:27
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ