ای یار دوردست که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات زمان
در چشمم از تمام خوبان، سری هنوز
سودای دلنشین نخستین و آخرین!
عمرم گذشت و توام در سری هنوز
ای نازنین درخت نخستین گناه من!
از میوههای وسوسه بارآوری هنوز
آن سیبهای راه به پرهیز بسته را
در سایه سار زلف، تو میپروری هنوز
با جرعهای ز بوی تو از خویش میروم
آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز
یادت هست مادر؟
اسم قاشق را گذاشتی قطار،هواپیما،کشتی;تا یک لقمه بیشتر بخورم
یادت هست؟
شدی خلبان،ملوان،لوکوموتیوران;
میگفتی بخور تا بزرگ بشی
آقا شیره بشی
خانوم طلا بشی
و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام را...
ببخشید الان این شماره 8 کجاست؟

1392/04/23 - 19:57are doroste alan teraktore
1392/04/23 - 19:59ama bacheha man tarafdari nemikonam
ama hanooz on khoshhalie ali dayi yadam narafte
man be shakhse az omadanesh narahatam
بر روی نام سرخت، قلم سرخ کشیدند /
1392/04/25 - 03:16اما نمی توانند نام تو را از دلهای ما خط بزنند
پرسپولیس فقط با داش علی
"علی" فقط * کریمی*
like dari alirezaaaaaaaa
1392/04/25 - 04:04