یافتن پست: #کش

binam
binam
امشب خیلی فکر کردم
تمام کلماتی که بین ما رد و بدل میشود
تنها این است
سلام
خسته نباشید
و حتی صبح هم تورا نمبینم تا بگویم
سلام
بسلامت
نمیدانم تا کجا این فاصله ادامه دار میشود
اما بدان حتی اگر همین چند کلمه رابطه ی ما باشد
بازهم میگویم
پدر من بهترین پدر دنیاست



به سلامتیه همه پدرهایی که زحمتکش هستند مخصوصا تو این ماه رمضونی خیلی اذیت میشن.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/21 - 01:28
+8
Mohammad
Mohammad
آغوشهای گرم و فراموشی عاشقان خوشبخت
شومینه های سرکش شبانه
و لانه ای چوبی بر فراز دودکش
وای........
لک لک ها همیشه در خواب می میرند..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 21:55
+3
Mohammad
Mohammad
شبها دیو سیاهی پشت پنجره سرک می کشید
تو را که می دید
بخار میشد و به هوا می رفت
امشب تو نیستی و این دیو
چه چشمهای بی رحمی دارد....
فلوت زن دیگر فلوت نمی زد
دیوار پشت سرش آنقدر نت شنیده بود
که خوابش بگیرد...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 21:49
+2
xroyal54
xroyal54
نه التماس میکنم نه خیره خیره نگاهت.
فقط یک آه میکشم وسکوت میکنم.
همین آه برای تمام زندگیت کافیست!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 17:55
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند !
من را انتخاب کرد ...
دستی به تنه ام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر ...
به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !
سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ...
مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی ...
خشک شدم ..
---
بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ..
ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن !
ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 17:49
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 17:43
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 17:40
+5
saqar
saqar
اول فکر کن بعد بگو مهدی بیا مهدی بیا........................ حسین را هم دعوت کنندگانش کشتند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 17:24
+10
hosein
hosein
یکی از فانتزیام اینه که :

به دوس دخدرم 3 صبح زنگ بزنم بگم بیا دم در کارت دارم !

بعدش اونم بیاد با یه تاپ و شلوارک و یه مانتوی ژولیده و چشای نیمه باز تو ماشینم !

بگم عشقم تو بخواب فقط میخوام نگات کنم !

بعد گازشو بگیرم برم شمال 7 صبح لب ساحل باشم !

تو یه ساحل آروم وایسم و دوتا درارو باز کنم و خودم بشینم چارزانو رو کاپوت و نگاش کنم، اونم با نسیم ساحل بیدار شه و از خوشحالی جیییییییییغ بکشه و در اثر ایست قلبی جونشو بده به شما :|

و من اونجا با گیتارم این آهنگو بخونم :

دریاااااا ، هشتمین عشق مرا بردیییییی !
:)))))))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 15:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک چینی با همسرش اختلاف داشت گفت که با شما نیز در میون بزارم
....
مرد گفت : 玉被某日本游戏 商塑造成风尘
زن جواب داد: 无双》里,干脆从刘备关羽张
مرد جواب داد : 无双》里,干脆从刘备关羽张
و زن مجددا جوابش را داد : 反响。原版格林童 话中的血腥描写
بنظرتون حق با کیه؟
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/20 - 14:16
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ