یافتن پست: #کش

binam
binam
سپاس
خدایا سپاس
بخاطر چیزهایی که از من نمیگیری
و بخاطر چیزهایی که به من ارزانی میکنی
سپاس
خدایا سپاس
برای نفس هایی که میکشم حتی در خواب
و راه هایی که میروم با پاهایی سالم
خدایا
گاهی برای همه چیز هم اگر سپاس گویم
ذره ای از لطف تو را نمیتوانم بیان کنم

خدایا سپاس
{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 19:08
+3
-1
AmiR
AmiR
هی سیگار کشیدم تا بلکه از یادم پاکت کنم و اسمتو فراموش کنم ولی بدتر باهر پوک که میزدم وارد
جونم میشدی{-2-}{-2-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 11:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
علی عاشق امام هادی , sarbazemir19
من در سرزمینی زندگی میکنم که اگر زبانش را "فارسی" اطلاق کنیم به ما ایراد میگیرند که عرب پرستیم
اگر هم "پارسی" خطابش کنیم باز هم عرب پرستیم چون عرب برای تحقیر ما زبان ما را پارسی نامید که صدای سگان است
به هر حال من در سرزمینی زندگی میکنم که مردمش تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست
مردمی که با یک کشمش گرمیشان میشود و با یک سیب زمینی سردیشان
مردمی که بالاترین حد درکشان از روشنفکر بودن لا قیدی و بی بند و باریست
مردمی که فوق العاده گیج هستند
فقط کافیست یک سوژه در اختیارشان قرار بدهی همه چیز را فراموش میکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 19:55
+3
binam
binam
در CARLO
ﯾﺎﺭﻭ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻪ ﻣﻦ ﺗﻔﺮﯾﺤﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﺸﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﺸﻦ ...
والااا
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 19:22
+7
AmiR
AmiR
خدا صداموووووووووووووووووووووووووووووووووو
میشنوی دارم میگم خسته شدم خسته از بس دروغ ستم کفر و...........
دیدم آه ای خدای که میگن بزرگه خودش صلاح بندهاشو میدونه
آخه من چه گناهی کردم یجوری بهم بگو..........................{-47-}{-47-}{-47-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 18:46
+3
binam
binam
وقتی که قطره های اشک آرام آرام بر روی گونه هایم میریزد
وقتی نگاه خسته ی خودم در آیینه ی اتاق تنهاییم مرا به ترس می آورد
وقتی تار موی سپیدم در تلاطم تارهای سیاهم از دید دیگران پنهان می شود
وقتی هزاران درد را با تنی خسته تنها خودم به دوش میکشم
وقتی مجبورم کنار والدینم نقش فرزند شاد را بازی کنم
تنها چیزی که باعث می شود قلبم به تپش ادامه دهد
وجود توست
در کنار سجاده که هیچ حتی در هر لحظه هم نیازی به نقش بازی کردن نیست
نیاز به بازگو کردن نیست
تو خوب میدانی از هرآنچه در من میگذرد
این است که هنوز با عصای بندگی ات روی پاهایم ایستاده ام
و اشک ها و نگاه ها و تار موهای سپید و درد ها را تحمل میکنم
خوب است که تو انسان گونه مرا نگاه نمیکنی
خوب است که نیازی به توجیح ندارم در برابر بزرگواری چون تو
هر قدر دلم گرفته باشد همین که تو هستی کافی است
هرگز نمیتوانم زندگی بدون تو را حتی لحظه ای تصور کنم
گاهی همین جمله کافی است
که نه بخاطر اینکه مانند تو تنهام
نه بخاطر اینکه هر روز به من روزی میدهی
نه بخاطر اینکه این همه نعمت در اختیارم میگذاری
بلکه فقط و فقط
بخاطر بودنت
دوستت دارم خدایا!
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 15:34
+3
parsa
parsa
یه آدماهی هستن می‌خندن . زیاد هم می‌خندند. اما ...
حرف‌هاشون ، غم‌هاشون ، مشکلاتشون
این‌ها چیزهایی ست که می‌ریزه توی دلش و دَرَش رو هم دوقفله می‌کنه
کسی رو هم راه نمیده اون تو
نمیزاره بفهمید که اون تو چه خبره
و شما هیچ وقت درکش نمی‌کنید، چون بلد نیست منت بزاره ...
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 14:09
+2
-1
binam
binam
در CARLO
یه آدماهی هستن می‌خندن . زیاد هم می‌خندند. اما ...
حرف‌هاشون ، غم‌هاشون ، مشکلاتشون
این‌ها چیزهایی ست که می‌ریزه توی دلش و دَرَش رو هم دوقفله می‌کنه
کسی رو هم راه نمیده اون تو
نمیزاره بفهمید که اون تو چه خبره
و شما هیچ وقت درکش نمی‌کنید، چون بلد نیست منت بزاره ...
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 13:43
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
حوا ، یک سیب تو را به فرش رساند
یک سیب نیوتن را به عرش
من دو سیب میکشم دقیفا کجای قصه ام ؟{-36-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/23 - 16:12
+4
binam
binam
وقتی قرار باشد تنها باشی
آسمان را به زمین بکشانی باز هم تنهایی
دست و پا نزن
آرام باش
دل که تنها باشد
زیباتر از یک دل شکسته است
دیدگاه  •   •   •  1392/02/22 - 19:57
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ