یافتن پست: #کش

علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
تو را به دادگاه خواهم کشید

شاید به حبس ابد محکوم شوی

جزییات جنایتت معلوم نیست

اما،

اثر انگشتت را...

روی قلبی شکسته یافته ام!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 14:59
+3
سحر
سحر
وقتی کــه نیستی شکـــــ دارم که بیایی وقتی هم که می آیــــی مطمئن نیستـــــــم که میمانی وقتی هــــم که میروی ... ... ... نمیدانم که باز میگردی یا نــه این دو دلــــــــی ها دوراهـــــــی ها دوگانگـــــی ها مرا خواهد کشت.. بیـــــــــــا... و یا یک بار برای همیشه نیـــــــــــا..!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 14:30
+15
behzad
behzad
دختر که رسید به بیست ، هنوز وقت ازدواجش نیست!
دختر که رسید به بیست و یک، کم کم دور و برش بپلک!
دختر که رسید به بیست و دو ، دیگه دنبالش بدو!
دختر که رسید به بیست و سه، منتظر مهندسه!
دختر که رسید به بیست و چار، دست مامانت رو بگیر و بیار!
دختر که رسید به بیست و پنج، درست شده شبیه گنج!
دختر که رسید به بیست و شش، بیشتر بهش داری کشش!
دختر که رسید به بیست و هفت، یه وقت دیدی از کفت رفت!
دختر که رسید به بیست و هشت، نباید دنبال [!] دیگه ای گشت
دختر که رسید به بیست و نه، هنوز نگرفتیش بی عرضه تو ..؟!!
دختر که رسید به سی، شاید بهش برسی!
دختر که رسید به سی و یک، خر نمی شه با پول و چک!
دختر که رسید به سی و دو، به این راحتی ها نمی شه همسر تو!
دختر که رسید به سی وسه، دیگه دستت بهش نمی رسه!
دختر كه رسيد به سي و چهار،ديگه واسش شوهر نيار
چون اگر می خواست،‌ تا الان ازدواج کرده بود
دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 12:55
+15
امید
امید
یه روز یه ترک ه...
اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.

یه روز یه رشتیه...
اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره...
اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

یه روز یه قزوینه...
به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی و...
تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!
این از فرهنگ ایرونی به دوره
آخرین ویرایش توسط admin5 در [1391/01/18 - 12:48]
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 12:47
+2
نیوشا
نیوشا
پشت کامیونا مینویسن عاقبتِ فرار از مدرسه پشت مسافر کشا عاقبت ادامه تحصیل!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/18 - 01:59
+8
-1
mahdi
mahdi
یاروو چند هفته بوده هر روز پشت سر هم مي‌رفته از داروخونه قرص سوسک کش مي‌خريده.يه روز دکتره ازش مي پرسه تو چرا اينقدر قرص سوسک کش مي‌خري؟ ميگه: آخه من هرچي اينا رو پرت مي‌کنم نميخوره به سوسکها
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 23:19
+4
peyman
peyman
مــــارا نکشان به سوی لبهای خودت / بر گـــــرد برو بخواب در جـــــای خودت

می خواهی اگر ببوسمت حرفی نیست / امـــــا همه ی عــواقبش پــــای خودت . . .
آخرین ویرایش توسط peyman در [1391/01/17 - 21:48]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 20:49
+3
-1
HADI
HADI
عشق چیست که همه از آن میگویند؟
ع : عبرت زندگی
ش : شلاق زمانه
ق : قصاص روزگار
اما افسوس و صدافسوس که شلاق زمانه را خوردم ، قصاص روزگار را کشیدم! اما عبرت نگرفتم.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 17:44
+3
HADI
HADI
این روزها دلم بهانه می‌گیرد ! …
برای دلم ، گاهی مادری مهربان میشوم ، دست نوازش بر سرش میکشم میگویم :
« غصه نخور ، میگذرد … »
برای دلم ، گاهی پدر میشوم ، خشمگین می‌گویم :
« بس کن دیگر بزرگ شدی … »
گاهی هم دوستی می‌شوم مهربان ، دستش را میگیرم ، میبرمش به باغ رویا …
دلم از دست من خسته است ! …
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 16:31
+1
HADI
HADI
آب حوض می کشیم کفش پاره می خریم
شعر بند می زنیم گل ستاره می خریم
اشک دانه می کنیم شب شراره می خریم
قلب های بی قرار دستهای پینه دار
لحظه های انتظار یاد واره می خریم
آهای ؟
کسی دوستی نمی فروشه ؟
ما از تنهایی دوستی می خریم.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 16:23
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ