یافتن پست: #کش

☺SAEED☻
☺SAEED☻
یه زنه در آشپزخانه مارمولک می بینه سریع حشره کش ور میداره می زنه بهش ، مارمولک میگه : خاله ! خاله ! زیر بغلم هم بزن !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 13:17
+6
دانیال
دانیال
سلام بهداد جان این جا خیلی سخته کلی گشتم تا تونستم ارسال به گروه رو پیدا کنم
یکمی هم سر در گم شدم حالا تا با سایت اشنا بشم طول میکشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 10:04
+1
Danial
Danial
فقط یه ایرانی اون هم از نوع تهرانی میتونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 08:34
☺SAEED☻
☺SAEED☻
دقت کردین وقتی از یه مدرسه و یا دانشگاه میاییم بیرون و از اون جا فارغ التحصیل میشم اون مدرسه و یا دانشگاه میشه مجهزترین و شیک ترین در سطح منطقه و یا کشور و یا حتی خاورمیانه؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 02:45
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
‎.فرهنگ عـــرب" چادر به سر ما کشید و "فرهنگ غـــــرب" لباس از تن ما درید
ولی‌ "فرهنگ من ایرانیه " نه به چادر افتخار خواهد کرد نه به لباس از تن دریده!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 02:38
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در کشور ما شاهی بود که برای سر گرمی خویش بزی میساخت...که دو نفر را روبروی خود بر سر ترازو میبرد و هرکدام که سبکتر بود کشته میشد....{-38-}
از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم{-60-}
من برای اینکه یارم کشته نشود ده شبانه روز چیزی نخوردم..
غافل از اینکه یارم در روز مسابقه به پای خود وزنه انداخته بود{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 01:04
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در این افکار بودم که خوابم برد...همین افکار تنهایی..!
همین که یاد تو می افتد گاهی دل تنگم..
نقابی از سکوت و وحشت و ترس و هراس...
مرا در در آغوش میگیرد...
همین یادت مرا تا بی نهایت حرف ها میکشاند ولیکن باز هم من
برای با تو بودن پلکهای خیسم را بروی هم میگذارم...
باز خواهم دید..
تو را باز هم میبینیم...
در این یاد خواب قشنگم حتی اگر تا بیداری نباشد راهی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 00:41
+4
mohammad
mohammad
باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند







باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند




باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند




باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند




ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند




وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کند




باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوس میزند






باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند







باتو،من با بهار می رویم




باتو،من در عطر یاس ها پخش می شوم




باتو،من درشیره ی هر نبات میجوشم




باتو،من در هر شکوفه می شکفم




باتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم




باتو،من در روح طبیعت پنهانم




باتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم




باتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی



،
غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من ان
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 22:33
+1
سحر
سحر
یه قانونی هست که میگه: یه مریضی میگیری که از هر یک میلیون نفر یه نفر اونو میگیره ! اما تو قرعه کشی بانک بین دو نفر هم که باشه تو برنده نمیشی!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 21:25
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شب از پشت در های سکوت...آرام آرام پا می نهد در خاطرم
گاه کش میدهد.گاه قوس میدهد این یادها را
یاد تو در یاد من می ماند و
من هم چنان
می نویسم روزهایم را به پای انتظار
.......
با یه کوچولو شرمندگی حرف هایی که اینجا توی تب عشق میزنم همه از خودمه...دل نوشته ان...کپی نیستند...کاش دل پذیر تو هم بیفتد{-29-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 20:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ