و نیستی اما من برایت چای می ریزم دیروز هم ... ... نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم دوست داری بخند دوست داری گریه کن و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی من با تو زندگی می کنم...!
اعتراف میکنم که چند سال پیش بود تو خیابون از دور یکی از دوستام دواران مدرسه رو از پشت دیدم منم خواستم غافلگیرش کنم رفتم جلو از پشت یه کشیده مکم خوابوندم در گوشش بعد تا خواست روشو برگردونه چشماشو گرفتم! منم گفتم اگه بدونی کیم؟؟؟ که یه لحظه فهمیدم اصلا صداش شبیه دوستم نیست!! بعد که چشماشو ول کردم و روشو برگردوند.. دیگه خودتون بقیه شو تصور کنید!!