یافتن پست: #کم

امید
امید
زیباترین عکس فیس بوک
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:29
+7
gha3m
gha3m
در سينه دلي به وسعت غم دارم / بر زخم دلم نياز مرهم دارم هر چيز براي خود فراهم کردم / در زندگي ام تو را فقط کم دارم . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:24
+4
gha3m
gha3m
اینو میبینید یاده چی میفتین هــــــــــــــــــــا
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:18
+4
zahra
zahra
استقبال کم نظیر از اصغر فرهادی...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 22:34
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ای خدا hard دلم فرمت مکن *فـیلد مـا را خالی از برکت مـکن*آپشن غـم را خـدایا on مـکـن*فایل اشکم را خدایا run مکن*delete کـن شاخه هـای غصه را *سـردی و افـسـردگـی را، هـر سـه را*jumper شـادی بیا تا set کنیم*سیستم انـدوه را reset کنیم*نـام تـو password درهـای بهشت*آدرس e-mail سایت سرنوشت*ای خــدا روز ازل code داشــتـی*موس بود اما مگر pad داشتی*که چـنیـن طـرح تــری دی مــی زدی *طرح خود بر روی cd می زدی*تـا نـیفـتد bug در انـدیشـه مــان*تـا کـه ویـروسـی نگـردد ریشـه مـان*ای خــدا از بـهــر مــا ایـمـن فـرسـت*بهـر دلـهای پـر آتـش fan فرست*ای خــدا حــرف دلـــم بـا کـی زنــم*help می خـواهم که F1 می زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 18:35
+5
ronak
ronak
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 15:05
+8
ronak
ronak
تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله .. دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته .. لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 15:04
+7
ronak
ronak
فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت. هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید. وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند. هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود. هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه... ..................... حالا من کى مى تونم برم خونه‌م
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 14:42
+1
ronak
ronak
در Romantic
خدایامن دلم قرصه کسی غیرازتوبامن نیست خیالت اززمین راحت که حتی روزروشن نیست کسی اینجا نمیبینه که دنیازیرچشماته یه عمره یادمون رفته زمین دارمکافاته فراموشم شده گاهی که این پائین چه هاکردم که روزی بایدازاینجابازم پیش توبرگردم خدایاوقت برگشتن یه کم بامن مداراکن شنیدم گرم آغوشت اگه میشه منم جاکن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 12:02
+3
امیرحسین
امیرحسین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/7 - 01:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ