یافتن پست: #گل

نیوشا
نیوشا
شماره ناشناس ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ -بله ،شما؟ -من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم . شماره ناشناس بعدی : -دوست پسر داری؟ -نه نه اصلا -من دوست پسرتم …… واقعا که … -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! - خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو…..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 15:24
+10
مهسا
مهسا
اقایون حواسشون باشه...... اگه به یک دختر بگی وااااای چقدر خوشگل شدی امشب، ممکنه برای چند دقیقه یادش بمونه اما اگه بهش بگی چقدر زشت شدی، تا روزی که زندس یادش نمیره ..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/16 - 02:14
+7
دلاویزترین
دو کبوتر در اوج،
بال در بال گذر می کردند.
دو صنوبر در باغ،
سر فراگوش هم آورده به نجوا غزلی می خواندند.
مرغ دریایی، با جفت خود از ساحل دور،
رو نهادند به دروازه نور ...
چمن خاطر من نیز ز جان مایۀ عشق،
در سراپرده دل، غنچه ای می پرورد،
هدیه ای می آورد
برگ هایش کم کم باز شدند!
برگ ها باز شدند:
"... یافتم! یافتم! آن نکته که می خواستمش!
با شکوفاییِ خورشید و گل افشانی لبخند تو، آراستمش!
تار و پودش را از خوبی و مهر،
خوش تر از تافتۀ یاس و سحر بافته ام:
"دوستت دارم" را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام!"

این گل سرخ من است!
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق،
که بری خانه دشمن!
که فشانی بر دوست!
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست!
در دل مردم عالم، به خدا،
نور خواهد پاشید،
روح خواهد بخشید.
تو هم، ای خوب من! این نکته به تکرار بگو!
این دلاویزترین شعر جهان را، همه وقت،
نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو!
"دوستم داری؟" را از من بسیار بپرس!
"دوستت دارم" را با من بسیار بگو!

(استاد زبر دست شعر نو، فریدون [!])
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1391/01/15 - 23:12]
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 23:11
+4
پاراگلایدر
پاراگلایدر
در این گروه اخبار پروازی پاراگلایدر و پاراموتور منتشر خواهد شد.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 23:11
+5
دلاویزترین
از دل افروزترین روز جهان،
خاطره ای با من هست،
به شما ارزانی:
سحری بود و هنوز،
گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود.
گل یاس، عشق در جان هوا ریخته بود.
من به دیدار سحر می رفتم
نفسم با نفس یاس درآمیخته بود.
می گشودم پر و می رفتم و می گفتم: "های!
بسرای ای دل شیدا، بسرای.
این دل افروزترین روز جهان را بنگر!
تو دلاویزترین شعر جهان را بسرای!
آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم،
روح در جسم جهان ریخته اند،
شور و شوق تو برانگیخته اند،
تو هم ای مرغک تنها، بسرای!
همه درهای رهایی بسته است،
تا گشایی به نسیم سخنی، پنجره ای را،
بسرای!، بسرای ..."
من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می رفتم!
در افق، پشت سراپرده نور
باغ های گل سرخ،
شاخه گسترده به مهر،
غنچه آورده به ناز،
دم به دم از نفس باد سحر؛
غنچه ها می شد باز.
غنچه ها می شد باز،
باغ های گل سرخ،
یک گل سرخ درشت از دل دریا برخاست!
چون گل افشانی لبخند تو،
در لحظۀ شیرین شکفتن، خورشید!
چه فروغی به جهان می بخشید!
چه شکوهی ...!
همه عالم به تماشا برخاست!
من به دنبال دلاویزترین شعر جهان می گشتم!

(فریدون [!])
ادامه دارد ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 23:02
+3
parham
parham
سلاااااام سلام سال نو همه مباااااااارک
بچه ها یه سوال از کی بریم یونی به نظرتون؟
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 21:49
+1
milad
milad
tavajoh.......tavajoh
nazar sanji
kodom yekio esmesho mishe gozasht mard
khodaeesh sadeghane j bedin
az khanoma kodomo mipasandin?
6 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 21:06
+7
امید
امید
آلبرت انیشتین :

دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 18:17
+3
امید
امید
عشق یعنی زخم كوه بیستون
عشق یعنی ناله های درد وخون
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی یكه و تنها شدن
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عكس یار
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یك رویای نرم
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشقیعنی آخر خط بهشت
عشق یعنی گم شدن در لحظه‌ها
عشق یعنی آبی بی انتها
عشق یعنی شاعری دلسوخته
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشقیعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله برخرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:56
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خدایـــا!

من اینجا، دلم سخت معجزه می خواهد و تـــو انگار

معجزه هایت را گذاشته ای برای روز مبادا!
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 17:33
+9
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ