یافتن پست: #گل

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به صحرا میگم قلیونو پاس بده میگه میخوای بکشی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دیدم موقعیتش خوبه حیفه گل نشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:37
+1
مهسا
مهسا
جمله ای از سیاست مداران جهان: لنین:تاثیر یک رای از یک گلوگه بیشتر است چگورا:گنجشکی که از مترسک بترسد از گشنگی میمیرد امام [!]:دانشگاه باید دانشگاه باشد دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست{-54-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:08
+3
mina_z
mina_z
تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم صادقی گوش بدیم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 16:38
+6
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم ، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟ پـَـــ نــه پـَـــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم شماعی زاده گوش بدیم!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 16:18
+1
rAmin
rAmin
شعر طنز شاعر زن میگه : به نام خدایی که زن آفرید حکیمانه امثال ِ من آفرید خدایی که اول تو را از گل و بعداً مرا از خشت آفرید! برای من انواع گیسو و موی برای تو قدری چمن آفرید! مرا شکل طاووس کرد و تو را شبیه بز و کرگدن آفرید! به نام خدایی که اعجاز کرد مرا مثل آهو ختن آفرید تو را روز اول به همراه من رها در بهشت عدن آفرید ولی بعداً آمد و از روی لطف مرا بی کس و بی وطن آفرید خدایی که زیر سبیل شما بلندگو به جای دهن آفرید! وزیر و وکیل و رئیس ات نمود مرا خانه داری خفن! آفرید برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب شراره، پری، نسترن آفرید برای من اما فقط یک نفر براد پیت من را حَسَنْ آفرید! برایم لباس عروسی کشید و عمری مرا در کفن آفرید پاسخ شاعر مرد: به ‌نام خداوند مردآفرین که بر حسن صنعش هزار آفرین خدایی که از گِل مرا خلق کرد چنین عاقل و بالغ و نازنین خدایی که مردی چو من آفرید و شد نام وی احسن‌الخالقین پس از آفرینش به من هدیه داد مکانی درون بهشت برین خدایی که از بس مرا خوب ساخت ندارم نیازی به لاک، همچنین رژ و ریمل و خط چشم و کرم ت{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 15:42
+3
ronak
ronak
بیشتر شبیه گلخونه متحرکه تا ماشین عروس...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 14:46
+2
mina_z
mina_z
يارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!! يارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 14:32
+4
ronak
ronak
به درختان جنگل گفتم شما با این عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر می رنجید ؟ گفتند:رنجش ما از تبر نیست از دسته آن است که از جنس خود ماست..............
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 14:26
+5
ALI SHABAN
ALI SHABAN
هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سکه طلا و میلیاردها ریال اسکناس دو هزارتومانی فدای یه تار موی گلی مثل تو
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 14:14
rAmin
rAmin
هر گاه خداوند بنده ای را دوست بدارد ، او را گرفتار می نماید ، پس اگر بردباری پیشه کرد وی را بر می گزیند و اگر سپاس گذاری کرد وی را گلچین می نماید {-47-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 13:40
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ