یافتن پست: #گل

mahdi
mahdi
داداش کوچولومو گرفتم بغلم میگه عه به سلامتی مامان بابات بچه دار شدن؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ رفتیم از توی گوگل دانلودش کردیم هه {-18-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 23:42
+2
hamid tsh
hamid tsh
عاقد: عروس خانم وکیلم؟ عروس: پ نه پ!!! تو این بی شوهری میرم گل بچینم!!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 22:09
+3
رضا
رضا
شـوری سرا پا کن مرا شیـدای شیـدا کن مرا بغضِ گلـویم را ببین عقــده دل وا کن مرا از نوشِ خود نوشم بده شیـرین و عذرا کن مرا مجنون ترا زمجنون بشـو لیـــلای لیـــلا کن مرا زیبـای زیبـا می شوم از نو تماشا کن مرا همچون کویر خسته ام ســرشارِ دریا کن مرا
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 10:23
+1
ebrahim
ebrahim
خانم روسی و یک آقای آمریکایی با هم ازدواج کردند و زندگی شادی را در سانفرانسیسکو آغاز کردند .طفلکی خانم ، زبان انگلیسی بلد نبود اما می توانست با شوهرش ارتباط برقرار کند. یک روز او برای خرید ران مرغ به مغازه رفت.اما نمی دانست ران مرغ به زبان انگلیسی چه می شود . برای همین اول دست هایش را از دو طرف مانند بال مرغ بالا و پایین کرد و صدای مرغ درآورد. بعد پایش را بالا آورد و با انگشت ران...ش را به قصاب نشان داد . قصاب متوجه منظور او شد و به او ران مرغ داد. روز بعد او می خواست سینه مرغ بخرد. بازهم او نمی دانست که سینه مرغ به انگلیسی چه می شود. دوباره با دست هایش مانند مرغ بال بال زد و صدای مرغ درآورد. بعد دگمه های پالتو اش را باز کرد و به سینه خودش اشاره کرد . قصاب متوجه منظور او شد و به او سینه مرغ داد. روز سوم خانم ، طفلک می خواست سوسیس بخرد. او نتوانست راهی پیدا کند تا این یکی را به فروشنده نشان بدهد. این بود که شوهرش را به همراه خودش به فروشگاه برد!!! حدس زدید چکار کرد؟ . . . . . . . . . خیلی منحرفید! حواستون کجاست ؟ شوهرش انگلیسی صحبت می کرد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/14 - 02:31
+1
behnam
behnam
اینترنت که ملی بشه میرم یه پیکان جوانان آبی نفتی مدل سال 53 میگیرم. ( از این قالپاق طلایی ها ) هر مسافری رو که سوار کردم ، بهش میگم که ما یه زمانی میرفتیم گوگل ، سرچ میکردیم. و سعی میکنم به قیافه هاج و واجش نگاه نکنم. بهش میگفتم که گوگل یه دهاتی بود اونور ابرقو. یه رودخونه داشت که میگفتن کفش طلائه. ما جویندگان طلا بودیم. میرفتیم گوگلرود ، کفشو سرچ میکردیم. یه آه میکشیدم میگفتم اما نامردا یه سد زدن... اونور گوگلاباد. بین گوگلاباد اولیا و سفلا دعوا شد. با بیل افتادن به جون همدیگه.آب رو روی سفلا بستن. چند وقت بعد طاعون افتاد توی اولیامحله. همشون مردن. سفلایی ها همشون تلف شدن از تشنگی. ما آخرین کسانی بودیم که توی گوگل سرچ میکردم. + آقا من همین بغل پیاده میشم. - موفق باشی پسرم. میشه 3هزار و پونصد تومن.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/13 - 16:18
+1
mahdi
mahdi
رابطه دین و موسیقی هم کشف شد ! خوشگلا باید برقصن .................... امربه معروف ای قشنگتر از پریا تنها تو کوچه نریا ........... نهی از منکر ای خانوم کجا کجا ؟.......................... فضولی دارو ندارمو بگیر مال خودت مال چشات ............ صدقه - انفاق تو محشری از همه سری ....................... ذکر دلم هوس رطب کرده ........................... روزه آره . خودم فداتم ............................ شهادت یه امشب شب عشقه، همین امشبو داریم ....... لیلة القدر.
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/12 - 22:05
+4
vahid lahiji
vahid lahiji
امسال پرسپولیس چند تا گل به استقلال میزنه ؟ فال گیر: به زار ببینم…. والا تعدادش انقدر زیاده تو فنجون جا نمیشه دید ! باید با پارچ ببینم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/11 - 00:23

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ