یافتن پست: #گم

sasan pool
sasan pool
شــش ســــین!
ماییم و هفــت سینی که امسال

شـــش سین دارد!

چرا که سبزی حضور تــــــو،

در خانه نیست...!!!

تقدیم به کسانی که عزیزی را از دست داده اند(از جمله خودم)

جایشان در قلب هایمان ســـبز!!!

پیشاپیش عید رو به شما دوستای گلم تبریک میگم و سال خوبی رو براتون آرزو میکنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:32
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
مهرشاد : یک روز ایستاده بودم منتظر تاکسی هی می گفتم میدون ونک ! بعد از ۲-۳ بار دیدم بهم بد نگاه می کنن ! دور و برم رو که نگاه کردم فهمیدم ایستاده ام توی میدان ونک می گم ونک !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 12:33
+2
ronak
ronak
گاه دلتنگ می شوم


دلتنگتر از همه دلتنگی ها


گوشه ای می نشینم


و حسرت ها را می شمارم


و باختن ها را،


و صدای شکستن ها را...


نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام


و کدام خواهش را نشنیدم


و به کدام دلتنگی خندیدم


که این چنین دلتنگم.


دلتنگم، دلتنگ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 12:28
+4
parnian
parnian
سال 1391 تو تاکسی
راننده: آقا لطفاً پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟…
مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم!
راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن!… این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم خورد ندارم!…
مسافر: آقا من هر روز دارم این مسیرو می‌آم! روزی صدهزارتومن گرون می‌شه! شما دویست تومن گرونش کردین؟!
... راننده: خانوم کرایه‌ش همینه! قبل از پل هشتصد تومن، بعد از پل یه میلیون. اینجا تعرفه‌ش تو موبایلم هست، بذار آپدیتش کنم.
یه مسافر دیگه: آقا واسه صدتومن ارزش نداره، فشارتو می‌بری بالا! بده بهش بره. من حساب می‌کنم!
راننده: برو خانوم! برو بقیه شو بنداز صندوق صدقات!
مسافر درو محکم می‌بنده، می‌گه: برو گم شو! داهاتی!
راننده یه آهی می‌کشه می‌گه: ببین چجوری جلو این همه مسافر من‌و سکه‌ی بهار آزادی یه پولم کرد...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:04
+8
ehsan
ehsan
از آزادی سوار تاکسی شدم تا صادقیه میگم چقدر شد

میگه 400تومن

میگم همش دو قدم راهه 400تومن!!

میگه اینطوری قدم برداری شلوارت پاره میشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 01:00
+3
mehdi
mehdi
این روزها تا بارون میزنه...
..
ناخود آگاه بدون چتر از خونه میزنم بیرون و میرم قدم میزنم...
..
نمیدونم چه مرگمه...!!!
..
شاید دلتنگم...
..
شاید نگرانم...
..
شاید غمگینم...
..
یا شایدم تنها....!
..
نمیدونم...
..
ولی* فکر کنم خیلی* داغونم ،چون...
..
بارون قطع میشه ولی هنوز صورت من خیسه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 23:09
+7
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
عزیزم! هر کسی غیر من بهت « میگه دوست دارم » باور نکن! آخه رویا تو تنها کسی هستی که می پرستم. مریم من واقعا واست میمرم. میدونی چیه مهسا؟ اصلا زندگیم بدون تو فایده نداره! خدا شاهده سیمین، شب ها از عشقت خواب ندارم! مامانم میگه فکر ناهید دیوونه ات کرده! هر چی بهش میگم من غیر از سپیده کسی رو نمیخوام باورش نمیشه! تو بگو عاطفه جونم، باید چیکار کنم؟؟{-16-}{-16-}{-16-}{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 22:44
+4
parham
parham
موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشته‌م زیر…
.

.بعدش می‌میرم.آی حال میده!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:19
+6
ronak
ronak
غضنفر با پتروس شب چادر میزنن تو بیابون. نصف شب .......
غضنفر میگه: به آسمون نگاه کن چی میبینی ؟
پتروس میگه یه عالمه ستاره,!!!!!
غضنفر میگه: چی می فهمی ؟؟
پتروس میگه: ازچه ديدگاهى بگم؟
ستاره شناسى,الهيات, يافلسفه,؟؟؟
غضنفر میگه: احمق خر چادرمونو دزديدن !!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:44
+7
امیرحسین
امیرحسین
خداحافظی به سبک ایرانی
:بعد مهمانی از روی مبل بلند میشن میگن خوب آقا زحمت دادیم خداحافظ
دو قدم جلو تر آقا خداحافظ
جلو در آقا خداحافظ
داخل حیاط با صدای بلند آقا تشریف بیارین منزل ما خداحافظ...
جلو در حیاط (ساعت 1 نصف شب)آقا بریم دیر وقته خداحافظ
جلو در ماشین خداحافظ
داخل ماشین خداحافظ
ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ....
.فردا صبح شمسی جون زنگ میزنه به اشرف جون میگهاوا خدا مرگم دیشب نفهمیدم از اعظم جون خداحافظی کردم؟از طرف من ازش خداحافظی کن....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 20:21
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ