یافتن پست: #گم

mina_z
mina_z
مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 16:17
+6
-1
مهسا
مهسا
اینجا زمین است ! رسم آدم هایش عجیب است! اینجا ، گم که مى شوى ، به جاى اینکه دنبالت بگردند ... فراموشت مى کنند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 15:15
+6
مهسا
مهسا
بیهوده می گشتم ... اصلا گم نشده بود نیمه ی دیگرم ......... بلیط من از اول نیم بها بوده است ....!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 14:58
+4
ebrahim
ebrahim
از چی بگم ؟ شاید اس اس دوس داری قصه ی همون استقلال سه تایی اگه قصه تلخه گناه واقعیت داستان اس اس و گل های باخت دیشب که نشستن تو آزادی با افسوس کاشکی یه دنیزلی جای یه مظلومی مغرور داشتیم مهدی موقعیت ساخت و زائد گل گرفت اتشی که کل ورزشگاه رو مثله گرگ گرفت یه استقلالی با داد و فریاد گفت زود حمله کنید و گل بزنید ولی وقتم کم بود چشمام خشک شد یکم بهم اشک بده ایزد این استقلالی ها چطور واسه پرسپولیس برنام
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/16 - 14:54
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داشتم تلویزیون میدیدم بابام اومده خاموشش کرده میگم چرا خاموش میکنی؟میگه داری میبینی؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ از پول یارانه ها اضافه مونده میخوام بدم واسه قبض برق
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 17:02
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به دوستم میگم خودکارتو بده میگه چیزی میخوای بنویسی؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ واسش شلوارک گرفتم میخوام ببینم اندازشه یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 17:02
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم باشگاه بیلیارد میگم دو تا چوب بدین؟میگه می خوایین بازی بکنین؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ از چین اومدیم می خواییم باهاشون غذا بخوریم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 17:01
+4
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
امروز رفتم مغازه خدمات کامپیوتر، پرسیدم پد دارید؟ میگه پد ماوس میخوای؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ پد واسه مانیتورم میخوام خوب حرکت نمیکنه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:58
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تازه دارم گیتار یاد میگیرم به دوستم میگم یه مهمونی بگیر برات بترکونم ...میگه با چی با گیتارت؟ پـَـــ نــه پـَـــ با موشک انداز
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:58
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم داروخونه به یارو میگم یه سرنگ بده ، میگه می خواین آمپول بزنین میگن پـَـــ نــه پـَـــ میخوام باهاش خون مردم رو تو شیشه کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/11 - 16:58
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ