ronak
بعد از مرگم بیا زیبا نگارم بیا با جمع خوبان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که من زیر خاک چشم انتظارم
ronak
همیشه اول راهیم راز گم شدن همینه،اونکه کوله بارو بسته ته راهو نمیبینه،یه نگاه اشتباهی یه هراس بی نشونه،همه خاطره های پشت سر رو میسوزونه،روزای زندگی گاهی مثل یک زندون سرده،گاهی که بغضای کهنه قلبامونو دوره کرده،دوباره عاشقی و غم دوباره حسرت دیروز،دوباره شراره های یه گذشته نفس سوز
حمید
به دوستم با عصبانیت زنگ زدم میگم : آخه، گاو، الاغ، یابو، بُز. میگه : با منی؟!!! میگم: پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بپرسم اینهمه حیوون چرا شیر سلطان جنگل ش