یافتن پست: #گم

ebrahim
ebrahim
همكارم گوشيشو ورداشته رو صفحش ""ها"" ميكنه. ميگم ميخواي تميزش كني؟ ميگه: پـَـــ نــه پـَـــ واسه يكي پيام صوتي بدون متن ميزارم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 14:36
+2
ebrahim
ebrahim
با خالم اینا رفته بودیم شکار، با تفنگ کلاغ زدم دختر خالم میگه کلاغه؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ کبکه ديروز برادرشو زدم امروز به احترامش لباس سياه پوشيده
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 14:35
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟ میگه برا کباب؟ پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:35
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:34
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:33
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:26
-1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
طرف اومده تو شرکت که کلی روی در و دیوار آرم و پوستر بیمه س میگه ببخشید اینجا شرکت بیمه س ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائیه الان خمیر تموم کردیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 01:00
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پیرزنه ، زنگ زده خونه ... میگه مامان تشریف دارن؟ ، میگم کاریشون داشتین؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ به این بهونه میخواستم با خودت بیشتر آشنا شم... امروز کی وقتت آزاده ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:55
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به همسایم میگم جارو برقی دارید؟ میگه جاروبرقی می‌خوای؟ پـَـ نـَـ پـَـ می‌خواستم چک کنم اگه ندارید براتون بخرم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:54
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم کفش بخرم یه کفش پوشیدم خوشم اومده میگم همینو میخوام فروشنده میگه اون لنگشم بدم میگم پـَـ نـَـ پـَـ بده پسر حاکم پیدام کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/19 - 00:52

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ