ebrahim
به خانومم میگم صبح تو شرکت وقتی نصف چایی رو خوردم متوجه شدم توش عنکبوت افتاده. خانمم : بقیشو که نخوردی؟ من : پـَـــ نــه پـَـــ بقیشو خوردم گفتم شاید منم اسپایدر من شم










