یه نفر میخواسته خود کشی بکنه 50 تا نون بربری میگیره میره روی ریل قطار میخوابه . . . . . . . . . . .یکی رد میشه میگه چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخوام خود کشی کنم یارو میگه پس این نونا چیه میگه اومدیم قطار تا یک هفته دیگه نیامد من از گشنگی بمیرم
ناهار خوردیم تموم شده مامانم میگه: بذار باشه خودم جمع میکنم فقط وسایلارو جمع کن بذار رو اپن, غذاهارم بذار تو یخچال!!! من: امری دیگه نیس؟ الان تو جمع کردی دیگه؟ مامانم: نه قربون دستت کنترل تلوزیونم بده!!!! اصن ناااااابود شدم رف.