یافتن پست: #یخ

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست ، هول هولکی و دمدستی. این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند. این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سراجبارمی خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی . دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو . این دوستی ها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دارتعریف کردن برای فرستادن اس ام اس ها و ایمل های صد تا یک غاز. برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشحال ترین آدم روی زمینی. فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده درفنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای . دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته آهسته بنوشی اش و زندگی اش کنی ونتوانی فراموش اش کنی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:51
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
پسره به دوست دخترش میگه: میخوای باهم ماشین آتش نشانی بازی کنیم؟
دختر:چی جوریه؟
پسر:اینجوریه که من انگشتامو از پایین به بالا روی پاهات حرکت میدم!بعدش تو هرجایی خواستی توقف کنم،میگی چراغ قرمز! ...
بعد از چن ثانیه:
دختر:چـــــــــ ـــراغ قرمز!
پسر:خفه شو!ماشین آتش نشانی واسه چراغ قرمز توقف نمیکنه..!
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:38
+7
saman
saman
در CARLO
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 10:07
+6
saman
saman
در CARLO
یه جفت جوراب داشتم, خیلی باهم معاشرت داشتیم!
توی دوران اوج رابطه مون یه لنگه اش گم شد...امروز کشومو ریختم بیرون, یهو دیدم اون تــَــه زُل زده تو چشمام!!
گفتم : کجا بودی لوتــــــــــی؟!؟!؟
گفت : باس یه مدت با خودم خلوت می کردم, ولی تمام این مدت بوی تو رو می دادم...
... بــــــوییدمش... همون لحظه فهمیدم خیلی مــَــــــــــــــــــــــرده!
... سنگم بود با اون بو باید پودر میشد تا الان.. 
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 09:43
+5
saman
saman
در CARLO

دوستم رفته خواستگاری دختره ازش پرسیده واسه تشکیل خونواده میخوای زن بگیری ؟
گفته :
.
.
.


.


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بله ! :|
دختر : خودت خواستی زن بگیری ؟
دوستم : بله ! :|
دختر : من قبول کنم شما خوشحال میشی ؟
دوستم : بله ! :|
دختر : شرمنده من با کسی ک سه بار فرصت پ نه پ رو از دست بده ازدواج نمیکنم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 09:14
+4
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 09:04
+4
saqar
saqar
در CARLO
خدایا.......هیچ کسو......به کسی که قسمتش نیست........عادت نده.......تو خدایی.................نمیدونی که دل بشکنه چقدر درد داره...............
17 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 01:39
+7
sahar
sahar
ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﺍﺯﻭﻥ ﺁﻗﺎﯾﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﮐﻢ
ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺸﯿﻨﻦ ﺭﻭ ﭘﺎﺕ ﯾﻪ ﻋﺪﻩ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻦ
ﻣﯿﺮﻥ ﻣﯿﭽﺴﺒﻦ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﻩ ﺩﺭ |:
ﻋﺎﺩﻡ ﺩﻟﺶ ﻣﯿﺨﺎﺩ ﺑﮕﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺵ ﺩﯾﮕﻪ
ﺍﻭﻧﻘﺪﻡ ﻧﻤﯿﺨﺎﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﯿﺎﺭﯼ!
... ﻋﺮﺿﻢ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﮐﻪ : ﺟﻨﺎﺏ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ
ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺗﻌﺎﺩﻝ !!
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻣﺖ ﻣﺜﻪ ﺑﭽﻪ ﻋﺎﺩﻡ ﺳﺮ ﺟﺎﺕ
ﺑﺸﯿﻦ |:
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺣﺪ ﻭ ﺣﺪﻭﺩ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﯽ
ﺧﻌﻠﯽ ﻫﻢ ﻣﻤﻨﻮﻥ ! ﻭﺍﻻ
{-33-}{-25-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 00:25
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


مرا به دار آویختند تا نامت را از یاد ببرم اما چه ساده اند این ساده اندیشان که نمیدانند نام تو حک شده ی قلب من است ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/2 - 23:39
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


از ماضی ها و مضارع ها خسته شده ام!!!! دلم حال ساده ی با تو بودن را میخواهد ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/2 - 23:22
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ