یافتن پست: #یخ

alifabregas
alifabregas
از بعضی آدمها تنها خاطره می ماند

از بعضی های دیگر هم هیچ

خاطره ساختن لیاقت میخواهد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 22:27
+2
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دلَـــــم یکـــــ کــوچـ♥ــــه میخـــــواهَــــد
بـــی بــ♥ــن بَستــــ . . .
وَ بــــارانـــی نَــ♥ـــم نَــــم . . .
وَ یکـــــ خـــــدا ، کـــــه کَــ♥ــمی بــــا هَــــم راه بــــرَویـــــم !!
.
.
.
هَـمـیــ♥ ـن …!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 21:36
+4
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 19:52
+3
saeed
saeed
دیگر ضربان قلبم را حس نمیکنم، کندترازآنی می زند که برای دم و بازدم خونی در رگهایم جریان یابد... چشمانم را بزور باز میکنم، نگاهم را میچرخانم چقدر لوله و سرم و سرنگ به این جسم بی جان وصل شده!!! صدای بوق دستگاه که نشانگر ضربان ضعیف قلب بی رمقم است را میشنوم!! چرا رهایم نمیکنید؟؟؟؟ چرا برای نفس کشیدن این میت سرگردان تلاش میکنید؟؟؟.... آزادم کنید، بگذارید روحم ازاین قفس تنگ رهایی یابد، چرا مرا با درد و رنج میخواهید؟؟ بگذارید آرامش یابم، من در طلب آرامشم...

آه که چقدر تشنه ام...خیلی.... لبهایم خشکیده است ترک آنها را از فرط تشنگی حس میکنم!!!کمی آب میخواهم ، آب ، آب،آب...اما صدای خشکیده در گلویم را کسی نمیشنود!!تنهایم تنهاتر از همیشه فقط من هستم و نفس هایی مصنوعی که آن را هم دستگاه میکشد نه جسم خودم... کاش از این تخت شکنجه نجاتم دهند، تختی که هر ثانیه جان کندنم را در آن حس میکنم...

با شما هستم سفید پوشانی که مدام گرد تختم میآیید میچرخید و به دستگاهها نگاهی می اندازید تا از زنده بودنم اطمینان یابید بگذارید بروم چرا باور نمی کنید نفس هایم با این مزخرفات بر نمیگردد.... نفسهایم را گرفته اند بر
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:54
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی دختری که خنده و شوخی ها و لوس بازی هاش.....
فقط واسه عشقشه
با پسر غریبه شوخی نمیکنه، نمیخنده..
میدونه عشقش اذیت میشه با این کار...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:37
+8
alireza
alireza
همه دیونه هااااااااااااااااااااااااااااااا
میخوامتون دربست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:18
+9
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
هَمیشه تَنها بود...گاهی میخَندید و گاهی گِریه و گاهی خود را لَعنَت میکَرد ...... و دِلَش به چیزی خوش نَبود .... مایه دار بود اما چیزی نمیخورد .....زور داشت اما اَربَده نمیکِشید.....هه... او ""خـــــــــــــــــــــــُـــــــــــــدآ"" بود.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:05
+8
saman
saman
در CARLO
از لب دریا و ساحل
هرکه یه خاطره داره
اخه دست خیلیا رو
توی دست هم میزاره
دریا حرفی دارم اما
واسه گلایه دیره
از خدا میخوام که
هیچوقت عشقتو ازت نگیره
اما نارفیقی کردی
کردی عشقمو نشونه
باشه اشکالی نداره
ما خدامون مهربونه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:58
+6
sasan pool
sasan pool
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:51
+1
saman
saman
در CARLO
باز عشقم زدشبیخون ای عجب

گوچه می خواهی زمن این نصف شب

عشق ای آتش زن دنیاودین

ما دگرهستیم خاکسترنشین

عشق ای پرورده دامان من

بیش ازاین برآتشم دامن مزن

عشق ای بیچاره سازه چاره سوز

قصدجان ناتوان داری هنوز؟

عشق ای بیداد را بنیاد نه

عشق ای بنیادرابرباده ده

عشق ای همسایه آوارگی

عشق ای سرمایه بیچارگی

عشق ای زندان تاریک بلا

عشق ای زنجیر پای مبتلا

عشق ای دریای طوفان زای غم

عشق ای وحشت فزا قعرعدم

راحت ازبارغم دل کن مرا

یا بکش یکباره یاول کن مرا...



عاشق آری سعی بی حاصل کند

عشق سعی آدمی باطل کند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:42
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ