zahra
امشب شب مهتاب نیست ولی من حبیبم رو میخوام...حبیبم اگه خوابه طبیبم رو نمیخوام...فقط حبیبم
ali rad
دلـــــــــم آغــــــــــوش میخواهـــــد كــــه نـــه زن باشد نـــه مرد!!! خـــــــــــــدایـــــــا زمــــین نمیآیــــــــــی؟
آخرین ویرایش توسط
nirvana در [1391/01/17 - 21:58]
♥ نگار ♥
میدانم كه هرگز نقاش خوبی نخواهم شد
دیشب دلی كشیدم
شبیه نیمه ی سیبی
كه بخاطر لرزش دستانم
در زیر آواری از رنگ مدفون شد
امشب صدایت را میكشیم
سركش تر از باد
تازه فهمیدم كه چرا شبها بیخوابم
بالشم پر از صدای تو بود
صداییی شبیه خنده های وحشی طوفان
ولی امشب با قطره های رنگ
صدایت را
عشقت را
زنده به گور میكنم
حالا پرهای بالشم هر شب قو میشوند
از شور گریه هایم
payam65
به سلامتی لرزش دست های پیر پدر
*کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...
میگه : آره .... میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!!به سلامتی همه باباها....
d.m
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد
ولی باران نمیداند که من دنیایی از دردم
به ظاهر گرچه میخندم
ولی اندر سکوتی تلخ میگریم