یافتن پست: #یخ

sahar
sahar
به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه میخندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگریه چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه میخندی تو؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است، بـخـنــــد….
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:33
+6
sahar
sahar
باران می بارد، بدون چتر زیر باران قدم می زنم... در زیر باران اشک می ریزم، تا تو نبینی، اشک هایی را که در پس غرورم سالها نریخته ام.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:18
+4
sahar
sahar
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:17
+4
sahar
sahar
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی درجهان رسوا شدن عشق یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن با ساختن عشق یعنی زندگی را باختن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 15:16
+1
mina_z
mina_z
به [!] میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر کنید!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 10:38
+7
gha3m
gha3m
مسئول حراست بانوان چیست؟ موجودیست دو پا ، که سیبیل و ابروی فراوان دارد ، فاقد عقل است چرا که معتقد است "هلو با پرزش قشنگه" او خودرا در پارچه ای مشکی مچاله می کند ، همانند مارمولک روی زمین میخزد و ناگهان همانند عجلِ معلق جلوی چشم بانوان ظاهر می شود! همچنین این موجود از آزار و اذیت بانوان تغذیه می کند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:14
+3
vahid
vahid
از سازمان هواشناسی مسیج میفرستم میخوام بگم تا آخر عمر هواتو دارم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 01:08
omid
omid
یه گونی پشکل میخرن بازش که می کنن یه لره از توش میپره بیرون میگن تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 21:49
+3
amir ali
amir ali
دلم را که مرور میکنم تمام آن از آن توست فقط نقطه ای از آن خودم... روی آن نقطه هم میخ میکوبم… و قاب عکس تو را می اویزم...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 21:11
+4
omid
omid
غضنفر ریش پروفسوری داشته میره پیش رفیقاش و بهشون میگه: هر سوالی دارین امر وز بپرسین فردا میخوام ریش هامو بزنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 20:42
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ