یافتن پست: #یخ

ebrahim
ebrahim
مدرسه دخترونه: ناظم : دخترا آخر هفته قراره بریم اردو بچه ها : آخ جووووووووووووووون اردو بچه ها من چیپس میارم با کلوچه. ساناز تو دوربین بیار عکس بندازیم اونجا و..... ... مدرسه پسرونه: ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو بچه ها : ایول ایول بچه ها هر کی طلبه ویسکیه همین الان دنگش رو بده. صادق قلیون که به راهه ؟ اکبر با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب مشت بزنیم آی آی گفتی بعدشم یه نخ وینستون می چسبه....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:28
+7
ebrahim
ebrahim
شوخ طبعی یکی از ویژگی های مردان جذابه...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما به یاد داشته باشید که هرگز دختری رو پیدا نمیکنید که بیخیال بهرام رادان بشه و بره سراغ حمیدماهی صفت !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:23
+3
gha3m
gha3m
عشق تو وسط قلبمه ، درست همینجا ، همین تو یه بوسه بده واسه مریض میخوام ، آخه بوسه هات داره حکم دارو ! .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:30
+4
مهسا
مهسا
خدایا ... کودکان گل فروش را می بینی ؟؟؟ مردان خانه به دوش ... دختران تن فروش ... مادران سیاه پوش ... واعظان دین فروش ... محراب های فرش پوش ... انسان های آدم فروش ... همه را می بینی ؟؟؟ میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:43
+6
عسل ایرانی
عسل ایرانی
خداوکیلی شما میتونید حتی 1% فکـ کنید که اینا میخوان برن سینما فییلم ببینن ؟ :))
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 19:18
+9
امیرحسین
امیرحسین
@mohammad-ebadi از چی بگم برات ؟ انتظار داری چه چیزی از جیب من در آد ؟ جز یه کاغذ سفید پاره ؟ خب آره رفیق ، تقلب توشه ولی باخودکار سفید ! تو هم مثل منی کم درد نداری ، درد اصلیت اینه که علاقه ای به درسم نداری... من کسی نیستم با این امتحانا دردم بگیره ولی این نمره ها رو کی میخواد گردن بگیره...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 03:59
+6
پاراگلایدر
پاراگلایدر
لذتی که میخواهم امروز بگویم ربطی به هنر ندارد. تازگیها یک لذتی را کشف کرده ام که برایم خیلی تازگی دارد. آنقدر شیرین و دلنشین است که نمی توانم لحظه ای فراموشش کنم. آنچنان دوستش دارم که حاضر نیستم هیچ جور ازش دور شوم.... تازگیها ، توانسته ام دقیقا خود خودم باشم. بی پرده و عریان. درون و برونم را بی هیچ ترس و حساب گری آشکار کنم. لذت بزرگی است. از آن لذتهاست که وقتی چشیدیش تازه می فهمی چه از دست داده بودی تا به حال ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 02:42
+9
مهسا
مهسا
کم کم دارد حالم بهم میخورد! از این همه معصومیتی که داشته ام و دارم یا سادگی یا غرور _یا هر اسمی که شما دلتان میخواهد رویش بگذارید_ دلم میخواهد همه اش را به دار بیاویزم به همین سادگی!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 02:17
+3
zahra
zahra
[!] تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! [!] از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 00:16
+5
-1
mina_z
mina_z
شبایی که تورو دارم توی لحظه سحر میشه ....تو هر باری که میخندی جدایی سخت تر میشه
تو نیستی تازه میفهمم جدایی ها چقدر سختن .... ولی نه گفتن آسون نیست به روزایی که خوشبختم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 00:13
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ